• سيد ابوالقاسم  خويي

  • نام پدر :علي اكبر

    شهر محل سکونت :نجف

    درجه علمی :اجتهاد

    مذهب : تشيع

    ملیت : ايراني

    تخصص :

  • تحصيلات حوزوي:
    * مقدمات:
    ادبيات عرب، 5 سال، خوي
    منطق، 5 سال، خوي
    ادبيات عرب، 2 سال، نجف اشرف
    منطق، 2 سال، نجف اشرف
    توضيح: تحصيلات مقدمات وي در خوي از سال 1325 تا 1330 به مدت 5 سال و در نجف بين سال هاي 1320 تا 1322 به طول انجاميد.
    * سطح:
    سيد علي اكبر خويي (پدر)، دروس سطح، 1332 ـ 1338 هـ . ق، 6 سال، نجف اشرف
    توضيح: او به جز پدر، از محضر استادان ديگري نيز بهره برده است كه نام شان در دسترس نيست.
    * خارج:
    آيت الله العظمي شيخ الشريعه اصفهاني، فقه و اصول، 1338 ـ 1339 هـ . ق، 1 سال، نجف اشرف
    آيت الله العظمي مهدي مازندراني، فقه و اصول، 1339 ـ 1340 هـ . ق، 1 سال، نجف اشرف
    آيت الله العظمي ضياء الدين عراقي، فقه و اصول، نجف اشرف
    آيت الله العظمي محمد حسين ناييني، فقه و اصول، 1345 ـ 1355 هـ . ق، 1 دوره، نجف اشرف
    آيت الله العظمي محمد حسين غروي اصفهاني، فقه و اصول، نجف اشرف
    آيت الله العظمي ميرزا علي شيرازي، فقه و اصول، نجف اشرف
    آيت الله العظمي محمد حسين كمپاني، فقه و اصول، 1 دوره، دهه ي 1340 هـ . ق، نجف اشرف
    توضيح: هرچند تاريخ دقيق حضور ايشان در كلاس درس بزرگان ياد شده، مشخص نيست، ولي تحصيل خارج فقه و اصول ايشان بين سال هاي 1338 تا 1352 هـ . ق بوده است.
    * كلام، تفسير، فن مناظره:
    آيت الله العظمي محمد جواد بلاغي نجفي، نجف اشرف
    * اخلاق و عرفان:
    آيت الله سيد عبدالغفار مازندراني، نجف اشرف
    آيت الله ميرزا علي آقا قاضي، نجف اشرف
    آيت الله مرتضي طالقاني، نجف اشرف
    * فلسفه:
    آيت الله سيد حسين بادكوبه اي، اسفار اربعه، نجف اشرف
    * رجال و درايه:
    آيت الله سيد ابوتراب خوانساري، نجف اشرف
    * رياضيات:
    آيت الله سيد ابوالقاسم خوانساري، حساب استدلالي، هندسه ي فضايي، مسطحه و جبر (رياضيات عالي)، نجف اشرف)
  • * آيت الله خامنه اي:
    «اين حادثه ـ رحلت آيت الله العظمي خويي ـ براي جهان اسلام و مخصوصاً حوزه هاي علميه، مصيبتي بزرگ است... آن عالم بزرگ، بقية السلف الصالح و يكي از پرچم داران علوم اسلامي و يكي از مراجع بزرگ تقليد دوران معاصر بود. ايشان در بسياري از علوم اسلامي رايج در حوزه هاي علميه از اساتيد مسلّم و كم نظير به حساب مي آمد. فقيهي بزرگ و اصولي اي عميق و مفسّري نو آور و رجالي اي صاحب مكتب و متكلمي زبردست بود.»
    (تاريخ و فرهنگ معاصر، ش 5، ص 23)
    «... ما به ايشان نه از ديد يك مرجع، بلكه از ديد يك محقق، مؤلف و مدرس موفق نگاه مي كنيم... مرجعيت آن ها ناشي از آن خصوصيات است و آن، همان جنبه ي علمي، تحقيقي، تدريسي و كار موفق و پي گير آنان در اين زمينه است.
    اگر شما به زندگي اين بزرگوار نگاه كنيد، مي بينيد حداقل در سه رشته ي علمي و درسي مهم، داراي فرآورده هاي تحقيقاتي هستند، كه يكي فقه، ديگري اصول و سومي رجال است... كتاب بزرگ كم نظير رجالي ايشان... يك فرآورده ي علمي عظيم است. حال شما ببينيد، يك عالمي كه اين مقدار فرآورده ي علمي دارد، چه قدر مي تواند تأثير در حوزه هاي علمي، نه فقط در زمان خود، بلكه حتي بعد از زمان خود بگذارد» (نور علم، ش 47، ص 69)
    * آيت الله سبحاني:
    «او از سه قوه و استعداد روحي فوق العاده برخوردار بود كه كم تر، اين سه قوه در يك فرد جمع مي شود:
    1 ـ فهم و هوش و دريافتن مطالب به صورت صحيح.-2 ـ حفظ و ضبط مطالب بدون آن كه با مرور زمان فراموش شود.
    3 ـ تصرف و موشكافي در مطالب و در نتيجه، نو آوري.»
    (مجله ي مكتب اسلام، سال 32، ش 6، مهر 1371، ص 17)
    * دكتر ابوالقاسم گرجي ; شاگرد آيت اللّه العظمي خويي:
    «امتياز اين علامه ي بزرگوار از ديگران در چند امر بود:
    1 ـ بياني بسيار بليغ داشت و مسايل را بسيار گويا، رسا، روشن و منطقي، مورد بحث قرار مي داد. -2 ـ به علت بهره گيري از استادان بيشتر [و برجسته تر] طلاب تشنه و مشتاق را از نظرات برجستگان بيشتري، آگاه و سيراب مي ساخت. -3 ـ از لحاظ بيان، دقيق، مستقيم، معقول و مطابق ذوق سليمي كه در عرضه ي نظرات داشت، نظرات ايشان پيوسته قاطعانه و مبتني بر قياسات منطقي بود. لذا هم بردل مي نشست و هم در مغز جاي گير مي شد...» (تاريخ و فرهنگ معاصر، ش 5، صص 8 ـ
    * آيت الله حسيني همداني
    «من بعد از مرحوم آيت الله ناييني، كسي را نديدم به منظمي و پاكيزگي آيت الله خويي درس بگويد، با يك عربي كاملاً فصيح منظم و مرتب.» (نور علم، ش 47، ص 63).
    * آيت الله العظمي محمد رضا گلپايگاني:
    «شخصيتي كه متجاوز از نيم قرن، خورشيد وار در آسمان عالم اسلام و در مكتب علم و فقاهت و تربيت او، هزاران عالم و مدرس پرورش يافته اند. حضرت آيت الله خويي در عصر حاضر، الحق افتخار دنياي اسلام و جهان اسلام و تشيع و ستاره ي درخشان علم و فقاهت بودند. آثار ممتاز علمي ايشان در فقه و اصول و رجال و تفسير، مورد استفاده ي علماي اعلام و حوزه هاي علميه بوده و خواهد بود». (تاريخ و فرهنگ معاصر، ش 5، ص 23)

    آثار مرتبط:
    1 ـ التنقيح في شرح العروة الوثقي، ميرزا علي غروي تبريزي، فقه، عربي، 9 ج-2 ـ دروس في فقه الشيعه (مدارك العروة الوثقي)، سيد مهدي موسوي خلخالي، فقه، عربي، 5 ج -3 ـ مستند العروة الوثقي، شيخ مرتضي بروجردي، فقه، عربي، 10 ج -4 ـ فقه العتره، فقه، عربي، 2 ج -5 ـ تحرير العروة الوثقي، قربان علي محقق كابلي، فقه، عربي، 1 ج -6 ـ محاضرات في الفقه الجعفري، سيد علي حسيني شاهرودي، فقه، عربي، 3 ج -7 ـ الدُّر الغوالي في فروع العلم الاجمالي، رضا لطفي، فقه، عربي، 1 ج -8 ـ محاضرات في اصول الفقه، محمد اسحاق فياض، اصول، عربي، 5 ج -9 ـ مصباح الاصول، سيد محمد سرور واعظ بهسودي، اصول، عربي، 2 ج -10 ـ مباني الاستنباط، سيد ابوالقاسم كوكبي تبريزي، اصول، عربي، 4 ج -11 ـ در اسات في الاصول العلميه، سيد علي حسيني شاهرودي، اصول، عربي، 1 ج -12 ـ مصباح الاصول، سيد علاء الدين بحرالعلوم، اصول، عربي، 1 ج -13 ـ جواهر الاصول، فخرالدين زنجاني، اصول، عربي، 1 ج -14 ـ الامر بين الامرين، محمد تقي جعفري، اصول، عربي، 1 ج -15 ـ الرأي السديد في الاجتهاد و التقليد، ميرزا غلام رضا عرفانيان يزدي خراساني، فقه، عربي، 1 ج-16 ـ رسالة في التحقيق الكُر، فقه، عربي، 1 ج -17 ـ رسالة في حكم اواني الذهب، سيد مهدي حجازي شهر رضايي، فقه، عربي، 1 ج -18 ـ معتمد العروة الوثقي، سيد رضا موسوي خلخالي، فقه، عربي، 2 ج -19 ـ مباني العروة الوثقي، سيد محمد تقي خويي، فقه، عربي، 2 ج -20 ـ مستند العروة الوثقي، سيد محمد تقي خويي، فقه، عربي، 2 ج -21 ـ فقه العترة في زكاة الفطره، سيد محمد تقي حسيني جلالي، فقه، عربي، 2 ج -22 ـ مصباح الفقاهه في المعاملات، محمد علي توحيدي، فقه، عربي، 7 ج -23 ـ نموذج من الفقه الجعفري، سيد عباس مدرس يزدي، فقه، عربي، 2 ج -24 ـ بلغة الطالب في شرح المكاسب، فقه، عربي، 2 ج -25 ـ المعتمد في شرح المناسك، سيد رضا موسوي خلخالي، فقه، عربي، 5 ج -26 ـ مصباح المناسك في شرح المناسك، سيد تقي طباطبايي قمي، فقه، عربي، 1 ج -27 ـ مباني منهاج الصالحين، سيد تقي طباطبايي قمي، فقه، عربي، 5 ج
  • )

    فعاليتها:
    1 ـ موضع گيري شديد در برابر كشتار فيضيه و تبعيد امام خميني (ره). -2 ـ درخواست تحريم نفتي و قطع رابطه با رژيم صهيونيستي در جريان جنگ شش روزه ي اعراب و اسراييل. -3 ـ تأييد نكردن اقدام رژيم بعث عراق در آغاز جنگ تحميلي با ايران. -4 ـ ساخت شهرك مدينة العلم، قم-5 ـ ساخت مدرسه ي علوم ديني و كتاب خانه، مشهد -6 ـ ساخت دارالعلم، اصفهان -7 ـ ساخت مجتمع امام زمان (عج)، اصفهان-8 ـ تأسيس مركز تبليغي و آموزشي، لندن (انگلستان) -9 ـ تأسيس مجتمع فرهنگي خيريه، بمبئي (هندوستان) -10 ـ تأسيس مبرة امام خويي، لبنان -11 ـ ساخت دارالعلم، نجف اشرف (عراق) -12 ـ ساخت مدارس ديني، داكا (بنگلادش)-13 ـ تأسيس مكتب فرهنگي و انتشاراتي براي چاپ، ترجمه و پخش كتاب هاي ديني، پاكستان. -14 ـ تأسيس كتابخانه ي امام خويي، نيويورك (امريكا) -15 ـ ساخت مركز الامام خويي، سوانزي-16 ـ ساخت دارالعلم بانكوك (تايلند)-17 ـ تأسيس كتابخانه ي الامام الخويي، نجف اشرف (عراق) -18 ـ ساخت مدرسه ي پسرانه ي امام صادق (ع)، لندن (انگلستان) -19 ـ ساخت مدرسه ي دخترانه ي الزهرا (س)، لندن (انگلستان) -20 ـ تأسيس مركز اسلامي امام خويي، فرانسه -21 ـ ساخت مسجد و مركز اسلامي، لوس آنجلس (امريكا) -22 ـ ساخت مسجد و مركز اسلامي، ديترويت (امريكا) -23 ـ تأسيس مراكز فرهنگي ـ اسلامي، كشورهاي عربي خليج فارس.)
  • * كتاب:
    1 ـ نفحات الاعجاز في رد حسن الايجاز، علوم قرآني، عربي، 1 ج، 1342 هـ. ق، نجف اشرف (نقد و پاسخ به كتاب
    حسن الايجاز في ابطال الاعجاز، نوشته ي نصير الدين ظافر; نويسنده ي آمريكايي است).
    2 ـ البيان في تفسير القرآن، تفسير عربي، 1 ج، 1375 هـ. ق، نجف اشرف
    3 ـ معجم رجال الحديث و تفصيل طبقات الرواة، رجال، عربي، 23 ج، 1398 هـ. ق، نجف اشرف
    4 ـ اجود التقريرات، محمد حسين ناييني، اصول فقه، عربي، 2 ج، 1348 هـ. ق، نجف اشرف
    5 ـ تهذيب و تتميم منهاج الصالحين، فقه، عربي، 2 ج، نجف اشرف
    6 ـ تكملة منهاج الصالحين، فقه، عربي، 1 ج، نجف اشرف
    7 ـ مباني تكملة منهاج الصالحين، فقه، عربي، 2 ج، 1395 هـ. ق، نجف اشرف
    8 ـ مستحدثات المسائل، فقه ـ استفتاء، عربي، 1 ج، نجف اشرف
    9 ـ منية المسائل، فقه ـ استفتاء، عربي، 1 ج، نجف اشرف
    10 ـ مسايل و ردود، فقه ـ استفتاء، عربي، 1 ج، نجف اشرف
    12 ـ مناسك الحج، فقه، عربي، 1 ج، نجف اشرف
    13 ـ مناسك حج، فقه، فارسي، 1 ج، نجف اشرف
    14 ـ المسائل المنتخبة، فقه، عربي، 1 ج، نجف اشرف
    15 ـ منتخب توضيح المسائل، فقه، عربي، 1 ج، نجف اشرف
    16 ـ تلخيص المنتخب، فقه، عربي، 1 ج، نجف اشرف
    17 ـ اضاءة القلوب
    18 ـ فقه القرآن علي المذاهب الخمس
    19 ـ فهرست جامع الشتات
    20 ـ ازالة المحاده عن ملك المنافع المتضادة
    21 ـ آثارة العقول
    22 ـ قاعدة التجاوز
    23 ـ تعارض الاستصحابين.
    تقرير: 1 ـ اجود التقريرات، محمد حسين ناييني، اصول فقه، عربي، 2 ج، 1348 هـ . ق، نجف اشرف
    * مقاله و رساله:
    1 ـ رساله ي منتخب الرسائل، فقه، 1 ج، نجف اشرف -2 ـ رساله في اللباس المشكوك، فقه، عربي، 1 ج، 1361 هـ . ق، نجف اشرف -3 ـ رسالة في الخلافه
    * تعليقه:
    1 ـ تعليقه علي عروة الوثقي، فقه، عربي، 1 ج، نجف اشرف -2 ـ تعليقه علي المسائل الفقهيه، فقه، عربي، 1 ج، نجف اشرف -3 ـ تعليقة المنهج لاحكام الحج، فقه، عربي، 1 ج، نجف اشرف -4 ـ تعليقه بر رساله ي توضيح المسائل بروجردي، فقه، عربي، 1 ج، نجف اشرف
  • اساتيد

  • آيت الله العظمي سيد ابوالقاسم موسوي خويي فرزند علي اكبر در 15 رجب 1327 هـ ق برابر با 1278 هـ. ش در شهرستان خوي، ديده به جهان گشود. پدرش، از شاگردان برجسته ي آيت الله شيخ عبدالله مامقاني بود كه در سال 1328 هـ .ق هم زمان با اوج گرفتن نهضت مشروطه در ايران، به دليل نپذيرفتن مشروطه ي غيرمشروعه، راهي نجف اشرف شد. سيد ابوالقاسم نيز ديگر اعضاي خانواده در سال 1330 هـ. ق به پدر پيوستند.    وي كه برخي دروس را در خوي فرا گرفته بود، در نجف اشرف نيز به آموختن اصول و فقه پرداخت. در همان اوان جواني، به دليل برخورداري از هوش و استعداد فوق العاده، گوي سبقت را از همگان ربوده و در تحصيل، پيش گام بود. از اين رو، در 21 سالگي، شايستگي ورود به درس خارج بزرگ ترين مدرس حوزه ي علميه ي نجف اشرف ; يعني آيت الله العظمي شيخ الشريعه اصفهاني را پيدا كرد. هم چنين از خرمن دانش ديگر بزرگان حوزه ي علميه ي نجف اشرف نظير: شيخ مهدي مازندراني، آقا ضياء الدين عراقي و سيد ابوالقاسم خوانساري بهره هاي فراوان برد.    افزون بر آن، دوره ي كامل خارج فقه و اصول را نزد آيات عظام: كمپاني و ميرزاي ناييني آموخت. در سال 1352 هـ. ق، بسياري از بزرگان آن زمان مانند آيات عظام: ناييني، اصفهاني، عراقي و بلاغي به مقام علمي و اجتهاد ايشان، گواهي دادند. در اين هنگام بود كه آيت الله خويي، تدريس بحث خارج خود را در مسجد الخضرا ـ نزديك حرم حضرت امير المومنين علي (ع) ـ آغاز كرد. اين حلقه ي درسي تا 60 سال پيوسته ادامه يافت.    آن مرحوم با عنايت به اجاره روايي كه از ميرزاي ناييني دريافت كرده بود، به تدريس كتب اربعه (اصول كافي، استبصار، من لا يحضره الفقيه و تهذيب) و جوامع (وسايل الشيعه، بحار الانوار و وافي) و كتب روايي ديگر مذاهب اسلامي نيز همت گماشت. تحصيل دانش و پيمودن سريع مرحله هاي ترقي، سبب شد نام وي به زودي در عراق و جهان اسلام پر آوازه گردد.    تدريس يك دوره خارج مكاسب شيخ انصاري، 2 دوره كتاب «صلوة» و 6 دوره خارج اصول از تلاش هاي علمي اوست. براي نمونه، تدريس فروع فقهي «عروة الوثقي»، 25 سال به درازا كشيد كه در آن، يك دوره ي كاملِ فقه استدلالي را ارايه كرده است.    آيت الله العظمي خويي افزون بر تدريس، به پژوهش و نگارش نيز پرداخت كه ره آورد آن، آثار بي شماري در زمينه ي فقه، اصول، رجال و تفسير است. نظريه هاي علمي آيت الله العظمي خويي از برجسته ترين آراي فقهي به شمار مي روند. نقش علمي ايشان در بيشتر كتاب هاي فقهي و اصولي كه در سه دهه ي گذشته، منتشر شده، نمايان است و هيچ فقيه يا صاحب نظر اصولي، از آراي او به گونه ي تأييد يا نقد، بي اعتنا نخواهد گذشت.    موسوعه ي بزرگ رجالي ايشان، گسترده ترين و معتبرترين مجموعه ي رجالي شيعه است كه هر دانشمندي در پژوهش هاي رجالي خود به آن نياز دارد. افزون بر آثار و نگاشته هاي فراوان، شاگردان بي شماري نيز از خرمن دانش او، خوشه چيده اند. اينك بسياري از آنان به مقام علمي اجتهاد برخي به مرجعيت دست يافته اند و منشأ خدمت هاي ارزنده اي به جهان اسلام هستند.    ايشان در آموزش، بسيار چيره دست بود و با توانايي شگرفي، به تدريس مي پرداخت. هنگام تدريس، شمرده، فصيح، منظم و مرتب سخن مي گفت و با پرهيز از زياده گويي و حاشيه پردازي، درس را فشرده و سنجيده ارايه مي كرد.    در بين درس اصول، به فلسفه نمي پرداخت. دربحث فقه نيز با تكيه بر احاديث و روايات، به سند اخبار، اهميت مي داد و در توثيق و تضعيف راويان و رجال سند، بسيار بحث مي كرد.    روش ايشان در مناقشه و جدل، روش سقراط بود. بدين گونه كه ابتدا تجاهل مي كرد و در ظاهر، خود را در مقام يادگيري، جلوه مي داد. سپس در بحث، اشكال كننده را به تناقض گويي وامي داشت و مسأله را آشكار مي ساخت.    آيت الله العظمي خويي در دوران مرجعيت با دشواري هاي بسياري روبه رو شد. كودتاهاي پي درپي واستبداد حاكم بر عراق، وضعيت نامطلوبي براي مردم به ويژه روحانيت، پديد آورده بود. با روي كار آمدن حزب خونخوار بعث عراق، مشكلات روحانيت شيعه و حوزه هاي علميه افزايش يافت. البته فرمانروايان بعثي، هيچ گاه نتوانستند مراجع عظام را با برنامه هاي غاصبانه ي خود، همراه و هم آهنگ سازند.    واپسين سال هاي زندگي پر بركت آيت الله العظمي خويي، به تبعيد در كوفه گذشت. پس از مدتي، به دليل كهولت سن و نيز دشواري هاي زمانه، به بيماري سختي دچار گرديد. تلاش اطرافيان براي اعزام ايشان به خارج يا آوردن پزشك متخصص از خارج، ناكام ماند و رژيم بعث، ايشان را براي مدتي در بيمارستان بغداد زير نظر داشت. سرانجام اين مرد بزرگ پس از سال ها تدريس، پژوهش، نگارش و خدمت به جهان اسلام، در عصر روز 8 صفر 1413 هـ. ق هم زمان با 17 مرداد 1371 هـ. ش به نداي پروردگار، لبيك گفت و جان به جان آفرين تسليم كرد.    رژيم بعث، خبر در گذشت ايشان را تا ساعت ها پس از آن، پنهان كرد، ولي سرانجام راديو بغداد مجبور شد اين خبر را اعلام كند. در حالي كه مردم مسلمان براي تشييع پيكر مطهر ايشان آماده مي شدند، رژيم بعث از برگزاري مراسم رسمي جلوگيري كرد. پيكر ايشان در نيمه ي شب و در حصار نيروهاي امنيتي با حضور تني چند از شاگردان و فرزندان ايشان، در مسجد الخضرا ـ كه جايگاه تدريس وي بود ـ به خاك سپرده شد.