• عبدالنبي نوري

  • نام پدر :مهدي

    شهر محل سکونت :----

    درجه علمی :

    مذهب : شيعه

    ملیت : ايراني

    تخصص :

  • مقدمات
    سطح
    خارج فقه و اصول
    سعيدالعلما مازندراني
    ميرزا محمد تنكابني
    ميرزا حبيب‌الله رشتي
    ميرزا محمد حسن شيرازي (ميرزاي بزرگ)
    ميرزا حسين نوري
    علي مدرسي
    تدريس
    فقه
    اصول)


  • آثار مرتبط:
  • استاد حوزه
    مرجعيت ديني)

    فعاليتها:
    مبارزه با استعمار و از طرف‌داران مشروطه
    تبليغ و وعظ
    مبارزه با گروهي از اديان ملحد
    حمايت از شهيد مدرس)
  • 1.حاشيه بر مطول
    2.حاشيه بر اسفار اربعه ملا صدرا
    3.شرح قواعد الاحكام
    4.حاشيه بر رسائل شيخ انصاري
    5.رساله‌اي در كر
    6.رساله عمليه
    7.رساله توضيح المسائل
  • اساتيد
  • ميرزا محمد تنكابني
    ميرزا حبيب‌الله رشتي
    ميرزا محمدحسن شيرازي
    ميرزا حسين نوري
    سعيدالعلما مازندراني

  • آيت‌الله شيخ عبدالنبي نوري، در سال 1214 هـ .ش برابر با 1254 هـ .ق در خانواده‌اي اهل علم و فضل در شهرستان نور ديده به جهان گشود. پدرش ملا مهدي، پيش از تولد او دار فاني را وداع گفت و او تحت تربيت و محبت مادر، پرورش يافت. در پنج سالگي، مادر را نيز از دست داد. عبدالنبي به مدت پنج سال در زادگاهش به فراگيري علوم مقدماتي و سطح پرداخت. آنگاه به حوزه علميه آمل و بابل رفت و در نزد سعيد العلماء مازندراني به كسب علم پرداخت. سپس براي كسب معلومات بيشتر راهي تهران شد و با ظرفيت فكري و علمي ويژه‌اي كه داشت در محضر اساتيد فلسفه و حكمت زانوي ادب زد. او ضمن آشنايي با مفاهيم فلسفه صدرايي، به تهذيب نفس پرداخت و روح و جانش را به زيور اخلاق و ملكات نفساني آراست. شيخ عبدالنبي از آن پس، براي تكميل سطوح عالي فقه و اصول و درك محضر نخبگان علم و عمل، به عتبات عاليات مهاجرت كرد و با شركت در درس ميرزا حبيب‌الله رشتي در نجف و ميرزا محمدحسن شيرازي در سامرا، در بسياري از علوم اسلامي صاحب‌نظر و به درجه اجتهاد نائل آمد.شيخ عبدالنبي در سال 1306 هـ .ق به درخواست مردم به تهران بازگشت و به تبليغ، تدريس و تربيت طلاب پرداخت. پس از رحلت ميرزاي شيرازي و شهادت شيخ فضل‌الله نوري، عالي‌ترين مقام علمي و اجتهادي تهران به ايشان اختصاص يافت. ايشان از علماي مبارز و طرف‌دار نهضت مشروطه مشروعه بود. او همچون دوست و يار ديرينش، شيخ فضل‌الله نوري تلاش مي‌كرد كه از تصويب قوانين غير اسلامي جلوگيري كند. در اين ارتباط، سيل تهمت و بدگويي عليه او به راه افتاد و تبليغات منفي مخالفان، چنان شدت گرفت كه عده‌اي جاهل و غافل، درب مسجدي را كه محل وعظ و ارشاد اين عالم وارسته بود، بستند و محل سكونتش را سنگ‌باران نمودند. اما او همچنان صبورانه مقاومت كرد تا زماني كه پرده‌ها كنار رفت و حقايق روشن شد. از ديگر اقدامات اين فقيه فرزانه، مبارزه با گروهي از يهودي‌هاي تهران بود كه با تبليغات فريبنده، فساد و بي‌بندوباري را در ميان جوانان رواج مي‌دادند كه با درايت و دخالت ايشان، اين توطئه خنثي شد و آن گروه پذيرفتند كه دست از تبليغات عليه اسلام بردارند و از رواج فساد و شراب‌خواري اجتناب كنند.از ديگر اقدامات سياسي اين فقيه برجسته، حمايت از شهيد مدرس بود. ايشان به طرف‌داري از مدرس، مردم خشمگين تهران را كه همچون رودخانه‌اي خروشان به حركت درآمده بودند، به سوي مجلس هدايت كرد و در حالي كه خودش در ميان جمعيت بود، به مقابله با مأموران و طرف‌داران مزدور رضاخان برخاستند و ضمن متواري كردن طرف‌داران رضاخان، مدرس را بر سردست گرفتند و با فرياد زنده باد اسلام، زنده باد مدرس، وي را پيروزمندانه به خانه آوردند.شيخ عبدالنبي نوري، با همه نفوذ و قدرت علمي و معنوي كه در ميان مردم داشت، بسيار متواضع و فروتن بود. ايشان با اصرار زياد مردم، رساله عمليه نوشت و توضيح‌المسائلش، در رديف توضيح‌المسائل آيت‌الله العظمي سيد ابوالحسن اصفهاني قرار گرفت. آيت‌الله شيخ عبدالنبي نوري سرانجام پس از عمري خدمت به اسلام، در سال 1303 هـ .ش برابر با محرم‌الحرام 1343 هـ .ق دار فاني را وداع گفت و در حرم حضرت عبدالعظيم حسني(ع) در ري به خاك سپرده شد.