• سيد محمد باقر صدر

  • نام پدر :سيد حيدر

    شهر محل سکونت :نجف

    درجه علمی :اجتهاد

    مذهب : شيعه

    ملیت : عراقي

    تخصص :

  • مقدمات
    شيخ اسماعيل صدر (برادر)
    شيخ مرتضي آل ياسين
    سطح
    شيخ محمد رضا آل ياسين
    خارج فقه و اصول
    سيد ابوالقاسم خويي
    شيخ محمد رضا آل ياسين
    شيخ مرتضي آل ياسين
    فلسفه
    شيخ صدرا بادكوبه اي)


  • آثار مرتبط:
  • استاد حوزه
    مرجعيت شيعيان
    رهبري ديني مردم عراق
    عضويت در جماعة العلما)

    فعاليتها:
    تاسيس حزب الدعوة الاسلامية در سال ۱۳۷۷
    همكاري با جماعة العلماء در نجف اشرف
    انتشار مجله الاضواء در سال ۱۹۶۱
    حمايت از امام خميني و انقلاب اسلامي ايران
    مبارزه با رژيم بعث عراق
    رهبري ديني مردم عراق
    تدريس و تأليف
    تبليغ احكام و آيين اسلام)
  • فدك في التاريخ
    غاية الفكر في علم الاصول
    فلسفتنا (به فارسي ترجمه شده است)
    اقتصادنا (به فارسي ترجمه شده است)
    ماذا تعرف عن الاقتصاد الاسلامي
    الانسان المعاصر و المشكله الاجتماعية (به فارسي ترجمه شده است)
    البنك الاربوي في الاسلام
    دور الائمة في الحياة الاسلامية
    الاسس المنطقيه الاستقراء (به فارسي و انگليسي ترجمه شده است)
    بحوث في شرح العروة الوثقي (در چهار بخش)
    الفتاوي الواضحة (رساله عمليه)
    منهاج الصالحين و التعليقة عليه
    دروس في علم الاصول معروف به «حلقات».
    مباحث الدليل اللفظي
    تعارض الادلة الشرعية
    بحث حول الولاية (به فارسي و انگليسي ترجمه شده است)
    بحث حول المهدي (با عنوان حماسه‌اي از نور به فارسي ترجمه شده است)
    المرسل و الرسول و الرسالة
    احكام الحج
    نظرة عامة في العبادات (به فارسي ترجمه شده است)
    نظام العبادت في الاسلام
    لمحة فقيه عن دستور الاسلامية (به فارسي ترجمه شده است)
    الصورة الكاملة الاقتصاد في المجتمع الاسلامي
    الخطوط التفصيلية عن الاقتصاد المجتمع الاسلامي
    خلافة الانسان و شهادة الانبياء
    منابع القدرة في الدولة الاسلامية
    البنك في المجتمع الاسلام
    ب) آثار چاپ نشده:
    تعليقه‌اي بر «صلاة الجمعة» از كتاب شرائع الاسلام
    تعليقه‌اي بر رساله عمليه مرحوم محمدرضا آل ياسين موسوم به بلغة الراغبين
    تعليقه‌اي بر «مناسك الحج» استادش مرحوم سيد ابوالقاسم خويي
    دراسات في الفلسفة الاسلامية المقارنة
    العقيدة الالهية في الاسلام
    ج) تقريرات:
    بحوث في علم الاصول (تقريرات اصول وي شامل مباحث دليل لفظي، حجت و اصول عمليه است كه سيد محمود هاشمي ‌شاهرودي آن را نگاشته است).
    مباحث الاصول سيد كاظم حسيني حائري
  • اساتيد
  • سيد ابوالقاسم خويي
    شيخ صدر بادكوبه اي
    شيخ محمد رضا آل ياسين
    سيد اسماعيل صدر
    شيخ مرتضي آل ياسين

  • آيت ‌الله سيد ‌محمد باقر صدر از علما و متفكران برجسته مجاهد شيعه عراق، فرزند سيد حيدر و نوه مجاهد معروف سيد اسماعيل صدر و از خاندان معروف صدر بود. سيد محمد باقر در سال 1313 ه‍. ش برابر با 25 ذيقعده 1353ق در كاظمين، به دنيا آمد. در سه سالگي پدرش را از دست داد و مادر فاضله‌اش(دختر شيخ عبدالحسين آل ياسين) تربيت و پرورش او را بر عهده گرفت. ايشان پيش از رفتن به دبستان نزد برادر بزرگش سيد اسماعيل صدر تعليم گرفت. سپس در پنج سالگي به مدرسه رفت و اندكي بعد آوازه نبوغ بي‌ نظير و استعداد سرشارش در همه شهر پيچيده و به سفارش دايي ‌هاي خود شيخ محمدرضا آل ياسين و شيخ مرتضي آل ياسين، به تحصيل حوزوي روي آورد. منطق و معالم را در دوازده سالگي نزد برادرش سيد اسماعيل صدرخواند و بسياري از كتب درسي دوره عالي فقه و اصول را بدون استاد مطالعه كرد و دروس دوره سطح را در مدت كوتاهي گذراند. پس از آن در سال 1365.ق) براي ادامه تحصيلات، از كاظمين عازم نجف اشرف شد و در درس دايي خود شيخ محمدرضا آل ياسين و ‌آيت ‌الله سيد ابوالقاسم خويي، حاضر شد و به سبب نبوغ و هوشمندي كم نظيرش، مورد توجه او قرار گرفت. وي تا پيش از رسيدن به سن بلوغ به مرحله اجتهاد رسيد ودر پانزده سالگي صاحب فتوا شد. او علاوه بر دروس جاري حوزه، فلسفه را نيز نزد شيخ صدرا بادكوبه‌‌اي آموخت و فلسفه‌ هاي متأخر اروپايي را نيز به دقت مورد مطالعه و تحقيق قرار داد.

    سيد محمد‌‌باقر صدر در بيست سالگي به تدريس كتاب كفايه ‌الاصول پرداخت. آنگاه در بيست و پنج سالگي تدريس دوره خارج اصول و در بيست و هشت سالگي دوره خارج فقه را براساس كتاب عروه الوثقي آغاز كرد. وي نوآوري ‌هايي در هر دو حوزه فقه و اصول ارائه كرد. ايشان در كنار تأليف و تصنيف در اغلب رشته‌ هاي علوم اسلامي، به تعليم و تربيت شاگردان فاضل و متعهد، پرداخت. وي فقيهي دانشمند، آگاه به مسائل و نيازهاي فكري و سياسي جهان اسلام، شجاع و پرهيزكار بود. در سال 1337ش برابر 1958 كه ژنرال عبدالكريم قاسم، رژيم سلطنتي عراق را برانداخت و حكومت جمهوري در آن كشور اعلام كرد، كمونيست ‌ها با استفاده از آزادي عمل سياسي كه قاسم براي آن ها به وجود آورده بود، موجي از تبليغات الحادي و ضد اسلامي در عراق به راه انداختند. از اين رو، گروهي از علماي شيعه عراق براي رويارويي با اين هجوم تبليغاتي«جماعه العلماء نجف» را تأسيس كردند. هر چند سيد محمد‌باقر صدر عضو ‌آن نبود، نقش رهبري اصلي جمعيت را بر عهده داشت. جماعه العلماء براي مقابله با حركت‌ هاي كفرآميز حكومت عراق، اقدام به صدور بيانيه، اعلاميه و انتشار نشريات سياسي و ايدئولوژيك كرد. مجله الاضواء كه در 1961 منتشر شد از آن جمله بود و سرمقاله ‌هاي پنج شماره اول آن تحت عنوان«رسالتنا» به قلم صدر بود. آيت الله صدر به پيشنهاد آيت‌ الله سيد محسن حكيم و به منظور رد مكتب فلسفي كمونيسم و طرح مكتب فلسفي اسلام و برتري ‌هاي آن، كتاب فلسفتنا(فلسفه ما) را در سال 1379.ق تأليف كرد. پس از آن براي معرفي نظام اقتصادي اسلام و امتيازات آن نسبت به نظام هاي اقتصادي سوسياليستي و سرمايه‌داري، كتاب اقتصادنا(اقتصاد ما) را در سال 1381 ق تأليف و منتشر ساخت. در سال 1377ق، گروهي از علماي آگاه و مجاهد شيعه عراق در صدد برآمدند تا حزبي براساس ايدئولوژي اسلامي تأسيس كنند و آن را«حزب الدعوۀ الاسلاميه»(حزب دعوت اسلامي) ناميدند. آيت ‌الله صدر علاوه برتأييد آن حزب، برنامه و اساسنامه آن را نيز تدوين كرد، اما اعتقاد داشت كه شأن روحانيت ايجاب مي ‌كند كه در تشكيلات و سازمان هاي سياسي وارد نشوند و از جايگاه والاي معنوي روحانيت ايفاي نقش نمايند و خود نيز به توصيه آيت‌الله حكيم، از حزب كناره گرفت. بعد از تبعيد امام به تركيه، او با امام ابراز همدردي كرد و پس از تبعيد ايشان به نجف اشرف در 9 جمادي‌الثاني 1385 ق، به همراه گروهي از علماي نجف از امام به گرمي استقبال كرد. وي طي اقامت سيزده سالة امام در عراق، روابط نزديك و دوستانه‌اي با ايشان داشت. پس از رحلت آيت‌الله حكيم در سال 1349، دوران مرجعيت آيت‌الله صدر آغاز شد و بسياري از مردم عراق از او تقليد كردند. وي در همان سال ‌ها كوشيد تا اهداف و سازمان مناسب و شايسته‌اي متناسب با تحولات فكري و اجتماعي جامعه ايجاد كند و جلسات منظمي نيز بدان منظور تشكيل داد. از نظر او حكومت آرماني در عصر غيبت، حكومت اسلامي بود كه بر دو پايه ولايت فقيه و شورا قرار داشت. وي پس از رسيدن به مقام مرجعيت، در فتواي تاريخي خود، حزب بعث را تكفير كرد.

    متن اين فتوا چنين است: «به اطلاع عموم مسلمانان مي ‌رساند كه پيوستن به حزب بعث، تحت هر عنوان، شرعاً حرام است و هرگونه همكاري با آن به منزله ياري ظالم و كافر، و دشمني با اسلام و مسلمين است.» حدود دو سال بعد كه رژيم بعث عراق از فعاليت‌ هاي حزب الدعوه و ديگر گروه‌ هاي مبارزه، به وحشت افتاده بود، بسياري از مبارزان و مجاهدان را به زندان انداخت. از اين رو، در رجب سال 1392.ق سيد محمدباقر صدر را كه در بيمارستان نجف اشرف بستري بود، دستگير و به بيمارستان كوفه منتقل كرد، اما به علت اعتراض گسترده علما و مردم ناگزير شد كه او را آزاد كند. رژيم عراق براي ارعاب آيت ‌الله صدر و ديگر مجاهدان در 1394.ق، پنج تن از شاگردان وي را دستگير و اعدام كرد. در اربعين 1397.ق به دستور آيت الله صدر، تظاهرات ده‌ ها هزار نفري عزاداران حسيني در شهرهاي كربلا و نجف، به تظاهراتي بر ضد رژيم بعثي تبديل شد. روز بعد مأموران امنيتي رژيم عراق، تعداد زيادي از تظاهر كنندگان را دستگير، زنداني و شكنجه كردند. آيت ‌الله صدر نيز براي دومين بار دستگير شد و پس از چند ساعت شكنجه جسمي و روحي آزاد گرديد. رژيم بعثي عراق براي خنثي كردن فعاليت ‌هاي آيت‌ الله صدر، گروهي از روحاني ‌نمايان را به عنوان امام جماعت و واعظ به مساجد شهرها فرستاد، اما اين بار نيز آيت‌الله صدر طي فتوايي اين حركت رژيم را ناكام گذارد و اعلام داشت: «به اطلاع عموم مسلمانان عراقي مي‌ رساند كه شركت در نماز جماعت كساني كه از سوي مراجع مسلمين تعيين نشده‌اند، از نظر شرع مقدس اسلام، حرام است.» با اوج گيري انقلاب اسلامي در ايران به رهبري امام خميني در 1357، رژيم عراق كه از ايجاد انقلاب مشابهي در عراق به شدت نگران بود، درصدد تخطئه انقلاب اسلامي ايران برآمد، اما آيت‌ الله صدر با آگاهي از اهداف بعثي ‌هاي عراقي، در نامه‌اي كه به امام در پاريس نوشت، از قيام شكوهمند و شجاعانه مردم مسلمان ايران به رهبري ايشان تجليل كرد. و با تمام اخلاص و شجاعت، آمادگي خود را براي همكاري با رهبر انقلاب و امت قهرمان ايران اعلام داشت. پس از آن نامه‌ هايي نيز به شاگردان و مريدانش در ايران نوشت و به آنان دستور داد كه با مردم انقلابي ايران همگام شوند و از فداكاري در راه پيروزي انقلاب اسلامي دريغ نورزند. وي در فتوايي شهداي انقلاب اسلامي ايران را هم چون شهداي قيام امام حسين(ع) دانست. اين فتواي مهم، تبليغات سوء و مغرضانه رژيم بعثي را بر ضد انقلاب اسلامي خنثي كرد و موجب اظهار همدردي مردم مسلمان عراق با مردم ايران شد. در فرداي پيروزي انقلاب اسلامي ايران(23 بهمن 1357)، آيت ‌الله صدر كه بسيار شادمان بود در ميان انبوهي از مردم و طلاب انقلابي در مسجد جواهري نجف سخنراني كرد. او پس از شكرگزاري از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، براي پيروي از اوامر امام خميني و آگاهي از توطئه‌‌ هاي دشمنان انقلاب اسلامي ايران، فرداي آن روز تظاهراتي در شهرهاي عراق برگزار شود و متعاقب آن، تظاهرات باشكوهي در شهرهاي كربلا و نجف و ساير شهرها به راه افتاد. همزمان با آن آيت‌ الله صدر، طي پيامي به امام خميني، پيروزي انقلاب اسلامي ايران را تبريك گفت و در پيامي ديگر به ملت ايران، از قهرماني‌ها و فداكاري‌ هاي آنان ستايش و به ادامه تبعيت از امام سفارش كرد.

     

    مدتي بعد نيز به مناسبت شهادت آيت‌‌الله مطهري، مجلس ختم باشكوهي در مسجد جواهري نجف برگزار كرد كه گروه كثيري از طبقات مختلف مردم در آن شركت نمودند. 

    ‌آيت ‌الله صدر، در سال 1358رساله «الاسلام يقود الحياه» را به عنوان مقدمه‌اي براي قانون اساسي نوشت و نماينده‌اي به عنوان رابط ميان خود و امام خميني تعيين و روانه ايران كرد. در همان سال طي فتواي مشهور و تكان دهنده‌اي، مردم عراق را به براندازي رژيم بعثي عراق دعوت نمود و نوشت: «بر همه ملت مبارز و مسلمان عراق، واجب كفايي است كه به قيام مسلحانه بر ضد حزب بعث و سردمداران آن، اقدام كنند و مسئولان اين حزب كافر را ترور نمايند تا خود را از چنگال اين دژخيمان خونخوار نجات دهند.» به دنبال آن، خانه آيت ‌الله صدر به محاصره مأموران امنيتي عراق درآمد و رفت و آمد به خانه وي ممنوع شد، حتي از ورود سفير ايران به منزل وي جلوگيري به عمل آمد. آيت‌الله صدر به منظور روشنگري سياسي، درس تفسير قرآن تشكيل داد كه در آن گروه زيادي از عموم طبقات مردم شركت مي ‌كردند كه تا چهارده جلسه ادامه يافت. رژيم بعثي عراق كه از تشكيل چنين جلسه‌اي به شدت هراس داشت، بسياري نمايندگان آيت ‌الله صدر و ديگر افراد مؤمن و انقلابي را كه تعداد آن به هزاران نفر مي ‌رسيد در سراسر كشور دستگير كرد. آيت‌الله صدر به منظور اعتراض به اين اقدام ضد انساني، روز 16 رجب 1339ق را اعتصاب عمومي اعلام نمود. به دنبال آن بازارهاي عراق تعطيل شد و مردم نجف به سمت خانه آيت‌ الله صدر شتافتند. فرداي آن روز آيت‌الله صدر دستگير و به بغداد انتقال يافت، اما بر اثر تظاهراتي كه در نجف،‌ كاظمين و ديگر شهرها به طرفداري از او برپا شد، رژيم بعث به ناچار او را آزاد كرد و روز 18 رجب مردم نجف گروه گروه براي ديدار و بيعت با وي به منزل او رفتند. رژيم بعث عراق كه با وجود آيت‌الله صدر، پايه ‌هاي قدرتش را در خطر جدي مي ‌ديد، درصدد قلع و قمع آيت‌الله صدر و هواداران او برآمد. از اين رو خانه‌اش در نجف محاصره گرديد كه مدت نُه ماه به طول انجاميد. در طي اين مدت، برخي از نمايندگان حزب بعث با او ملاقات كردند و تصميم رژيم را مبني بر همكاري با آن و يا شهادت وي، به اطلاعش رساندند. رژيم از او خواست تا از تأييد انقلاب اسلامي ايران و امام خميني دست بردارد، با صدور بيانيه‌اي از مواضع حزب بعث حمايت كند، عضويت در حزب الدعوه را تحريم نمايد و فتواي تحريم حزب بعث را پس بگيرد، اما او شهادت را بر تسليم در برابر چنين شرايط ننگيني ترجيح داد.

    از اين رو، بار ديگر آيت ‌الله صدر در 19 جمادي‌ الاول 1400 ق / 16 فروردين 1359 در نجف اشرف دستگير و به بغداد منتقل شد. در بغداد از او خواستند تا چند كلمه‌اي بر ضد انقلاب اسلامي ايران و امام خميني بنويسد تا از مرگ حتمي نجات يابد، اما او آشكارا اين تقاضا را رد كرد و در نتيجه پس از سه روز شكنجه‌ هاي وحشيانه، در 22 جمادي‌الاول 1400 ق برابر با 19 فروردين 1359 به شهادت رسيد. پيكر وي تحت نظر شديد مأموران امنيتي در آرامگاه خانوادگي شرف‌الدين در نجف اشرف به خاك سپرده شد. پس از چند روز كه خبر شهادت آيت‌الله صدر قطعي شد، امام خميني، طي پيامي از وي به عنوان«شخصيت علمي و مجاهد كه از مفاخر حوزه‌هاي علميه و از مراجع ديني و متفكران اسلامي بود» ياد كرد. آيت‌الله سيد محمد ‌باقر صدر در اغلب رشته‌ هاي علوم اسلامي تبحر داشت. وي معتقد بود كه بايد در دروس حوزه ‌هاي علميه تحولي پديد آيد و طلاب و روحانيون نبايد فقط به درس‌ هاي معمول فقه و اصول اكتفا كنند، بلكه بايد به مسائل علمي، فرهنگي، سياسي، اجتماعي و اقتصادي جديد آشنا شوند. به نظر وي كتاب هاي درسي مرسوم در حوزه‌ها به ويژه در مبحث فقه و اصول، پيچيده و ناهماهنگ با شرايط روز بوده و به شيوة قديمي است. در اين كتاب‌ ها مسائلي مطرح شده كه امروزه به كلي منسوخ و متروك شده است و در اين زمينه دست به تأليفاتي زد كه ضمن ساده نويسي مطالب كتاب‌ هاي قديمي، آن را در طرحي نو و روشي جديد براي طلاب فقه و اصول به نگارش درآورد و بدين وسيله توانست تحول عظيمي در حوزه‌‌ هاي علميه به وجود آورد. وي اين كار را با دو تأليف الفتاوي الواضحه(در فقه)، و دروس في علم الاصول(در اصول) انجام داد.