• هادي باريك بين

  • نام پدر :ابوالقاسم

    شهر محل سکونت :قزوين

    درجه علمی :اجتهاد

    مذهب : تشيع

    ملیت : ايراني

    تخصص :

  • مقدمات
    امثله و صرف مير، شيخ ابوالقاسم نجفي، عبدالرحيم سامت؛
    تصريف، سيد جليل زرآبادي؛
    صمديه، شريعت صفايي؛
    سيوطي، عبدالرحيم سامت؛
    لمعه، سيد احمد صفايي، سيد ابوالحسن رفيعي.
    سطح
    رسايل، مكاسب و كفايه، سيد محمدباقرب سلطاني، مهاجري، حسينعلي منتظري، سيد حسين بروجردي.
    خارج فقه و اصول
    خارج مكاسب، امام خميني؛
    ميرزا باقر زنجاني.
    كلام، شرح تجريد، منطق و فلسفه، منظومه، اسفار، تفسير، علامه طباطبايي.)


  • آثار مرتبط:
  • نماينده مجلس قانون اساسي از سوي مردم زنجان؛
    استاد حوزه؛
    مديريت مدرسه شيخ الاسلام قزوين؛
    امامت جمعه قزوين.)

    فعاليتها:
    تبليغ و ارشاد مردم؛
    حضور در جمع متحصنين در دانشگاه تهران؛
    مبارزه عليه رژيم ستم شاهي با سخنراني هاي افشاگرانه و امضا و پخش اعلاميه ها؛
    تأسيس صندوق ذخيره ولي عصر(عج)؛
    اقامه جمعه و جماعت
    بازداشت و تبعيد از سوي ساواك؛
    احياي مدارس علميه قزوين؛
    مديريت مدرسه شيخ الاسلام قزوين؛
    رفع مشكلات و نيازهاي مردم استان قزوين؛
    نماينده مجلس قانون اساسي از سوي مردم زنجان)
  • اساتيد
  • امام خميني؛
    ميرزا باقر زنجاني؛
    آيت الله سلطاني؛
    آيت الله منتظري؛
    آيت الله بروجردي؛
    حجت الاسلام سيد احمد صفايي؛
    آيت الله رفيعي؛
    آيت الله سامت؛ سيد جليل زرآبادي؛
    شيخ ابوالقاسم نجفي، شريعت صفايي.

  • آيت الله شيخ هادي باريك بين در سال 1309 شمسي برابر با 1349ق در خانواده اي مذهبي و متديّن در شهرستان قزوين ديده به جهان گشود. پدرش حاج ابوالقاسم تاجر بود. وي با اهل علم و روحانيّت مراوده داشت و در مسايل اجتماعي ـ اسلامي، مورد وثوق مردم و علما بود.بسياري از مردم براي رفع مشكلات خود به وي مراجعه مي كرده اند.در يازده سالگي به سبب حشر و نشر پدرش با علما و متقابلاً رفت و آمد علما به منزل ايشان اشتياق به تحصيل علوم اسلامي در وي ايجاد شد. اين انس و محبّت به علما بيش تر به سبب جلسات روضه اي بود كه در منزل ايشان تشكيل مي­شد. ازاين­رو، وي پس از اتمام دبستان، براي ادامه تحصيل وارد حوزه علميّه قزوين شد.  وي دروس مقدّمات، همچون امثله و صرف را نزد آقا شيخ ابوالقاسم نجفي و مقداري از صرف مير را نزد آية اللّه رحيم سامت، تصريف را نزد سيّد جليل زرآبادي، صمديه را نزد شريعت صفايي (فرزند مرحوم آخوند ملّا علي طارمي، از علماي موجّه شهر)، سيوطي را نزد آية اللّه سامت هم چنين مقداري از لمعه را نزد مرحوم حجّة الاسلام حاج سيّد احمد صفايي (از علماي مجاهدي كه دو دوره هم نمايندگي مجلس را از سوي مردم متديّن قزوين بر عهده داشت) و مقداري را نيز نزد آية اللّه رفيعي آموخت.عمق و غناي علمي موجود در حوزه علميّه قم، وجود اساتيد مجرّب و متنوّع و علاقه بسيار او به زيارت حضرت معصومه (س)انگيزه اي قوي براي عزيمت وي به قم شد. هنگام ورود به قم، دروس مربوط به سطح حوزه را نزد اساتيدي هم چون حضرات آيات: سيد محمدباقر سلطاني طباطبايي، مهاجري، حسينعلي منتظري، علي مشكيني و شهيد محمد صدوقي فراگرفت. سپس در سفر دوم به قم بعد از مراجعت از نجف، در درس خارج حضرات آيات: سيد حسين بروجردي و امام خميني (ره) در مسجد سلماسي شركت كرد.آيت الله باريك بين همچنين در كلام، دروس شرح تجريد، منطق و فلسفه، منظومه و اسفار تفسير از محضر علّامه طباطبايي استفاده برد.اعتبار حوزه نجف و اشتياق زيارت عتبات عاليات سبب شد كه وي به كشور عراق مسافرت كند. وي به دليل سكونت در مدرسه آية اللّه بروجردي، بيش تر در درس آيت الله آقا ميرزا محمد باقر زنجاني حاضر مي شد. آن گاه پس از سه سال حضور در عراق به قصد تجديد ديدار با اقوام به ايران آمد و به دليل كودتاي عبدالكريم قاسم در عراق، به ناچار در ايران ماند. وي در تابستان به قزوين مي­رفت و در همين ايّام بود كه به اين فكر افتاد كه با كمك علما، حوزه علميّه قزوين را رونق دهد. ازاين­رو، فعّاليّت هايي در مورد احياي مدارس به خصوص مدرسه شيخ الاسلام انجام گرفت. بعد از آن بود كه مسجد شيخ الاسلام، آباد و نماز جماعت در آن برقرار شد و مديريّت و تدريس در مدرسه شيخ الاسلام و اقامه نماز جماعت به عهده او گذاشته شد. ازاين­رو، آيت الله باريك­بين در قزوين ساكن گرديد و وي منشأ خدمات بسياري براي مردم شهر گرديد.از جمله آن خدمات صندوق تأسيس ذخيره وليّ عصر(عج) مي باشد كه هم اكنون نيز در قزوين فعّال است.آيت الله باريك بين همواره مي­كوشيد در زمينه هاي علمي، پاسخ گوي نياز علمي طلّاب باشد. ازاين­رو، ضمن تحصيل، و دروس صمديه، سيوطي، معالم، لمعه، رسايل، كفايه و... را تدريس مي­نمود.وي درايّام محرّم و ماه مبارك رمضان به تبليغ مي پرداخت. پيش از پيروزي انقلاب و در حدود سال 1356، شمسي رژيم شاهنشاهي به اين نتيجه رسيده بود كه اشخاص مؤثر در انقلاب را منزوي كند. در همين راستا نماز جماعت، فعّاليّت هاي اجتماعي، منبر و تبليغ افراد با نفوذ و انقلابي را تعطيل مي كرد.آيت الله باريك بين نيز در آن زمان گاهي در مسجد شيخ الاسلام سخنراني مي كرد و جوانان و مردم را از ظلم و جنايات رژيم آگاه مي ساخت. ازاين­رو، از سوي ساواك دستگير و به سردشت تبعيد گرديد. پيش از اين كه وي به سردشت تبعيد شود آية اللّه عبدالرحيم ربّاني شيرازي به آن جا تبعيد شده بود و بعد از او نيز آقاي عالمي از همدان و آيت الله حسن طاهري خرّم آبادي به آن جا تبعيد شدند. آيت الله باريك بين در آستانه ورود حضرت امام به ايران، از قزوين همراه بعضي از علماي هييت علميّه براي اعتراض به رژيم در جمع متحصنين در دانشگاه تهران حضور داشت و در استقبال از حضرت امام در سالن فرودگاه در جمع روحانيان حضور يافت. وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي از سوي مردم استان زنجان به نمايندگي در مجلس خبرگان قانون اساسي برگزيده شد و به حكم امام به امامت جمعه قزوين منصوب گرديد.