• سيد جعفر كريمي

  • نام پدر :سيد رضا

    شهر محل سکونت :قم

    درجه علمی :اجتهاد

    مذهب : تشيع

    ملیت : ايراني

    تخصص :

  • مقدمات
    صدوقي، حاج شيخ محمد فكور يزدي، طباطبايي.
    سطح
    طباطبايي، صدوقي، شيخ محمد فكور يزدي.
    خارج فقه و اصول
    فقه، آيت الله بروجردي، شيخ مهدي امامي اميري (قم)؛ آيت الله شاهرودي، آيت الله اصطهباناتي، آيت الله يزدي(نجف)؛
    فقه و اصول، آيت الله آملي، آيت الله خويي، آيت الله حلي، آيت الله حكيم، امام خميني(نجف)؛
    تدريس
    منطق، ادبيات عرب، فقه و اصول؛
    حوزه علميه نجف، قم، مدرسه عالي قضايي و تربيتي قم؛
    مدرسه عالي شهيد مطهرِي؛
    مدرسه علوم قضايي تهران (دانشكده علوم قضايي).
    )


  • آثار مرتبط:
  • نماينده مجلس خبرگان رهبري از سوي مردم استان مازندران در دوره اول؛
    نماينده امام در شوراي عالي اقتصاد دولت مهندس ميرحسين موسوي؛ براي نظارت فقهي بر لوايح قانوني و تنظيم برنامه متناسب با نظام جمهوري اسلامي؛
    عضويت در دادگاه عالي انقلاب اسلامي؛
    رياست دادگاه عالي انتظامي قضات؛
    مسيول بررسي پرونده زندانيان محاكم عمومي و انقلاب اسلامي براي تصميم اتخاذ مقتضي، اعم از آزادي، تخفيف مجازات، تعليق مجازات، تغيير محل زندان و اعلام نظر به امام.
    )

    فعاليتها:
    تبليغ و ارشاد مردم؛
    مبارزه عليه رژيم ستم شاهي؛
    رابط امام و حوزه علميه و طلاب؛
    تدريس در حوزه¬هاي علميه قم و نجف و دانشگاه-ها؛
    تنظيم برنامه و امتحانات حوزه قم و نجف به دستور امام؛
    مسيول برگزاري امتحانات طلاب حوزه علميه نجف؛
    ناظر دفاتر شهريه؛
    مسيول پاكسازي حوزه علميه نجف از افراد مشكوك و ناصالح از سوي امام؛
    تحقيق و بازنگري و تصحيح رساله عمليه عربي زبده الاحكام و رساله توضيح المسايل فارسي امام براي چاپ؛
    مسيول پاسخ¬گويي به استفتايات مقام معظم رهبري آيت الله خامنه¬اي؛
    مسيول شوراي عالي مديريت حوزه علميه قم از سوي حضرت امام و آيت الله گلپايگاني؛
    همكاري با فداييان اسلام و شهيد نواب صفوي
    )
  • اساتيد

  • آيت الله سيدجعفر كريمي از سال 1326 تا سال 1332 دروس سطوح تا سطح عالي را در محضر حضرات آيات صدوقي، حاج شيخ محمد فكور يزدي، طباطبايي و ديگر اساتيد بنام حوزه علميّه قم به پايان رساند. سپس از سال 1332 شمسي در بحث خارج فقه مرحوم آيةاللّه العظمي حاج شيخ مهدي امامي اميري و مدّتي نيز در بحث خارج فقه مرحوم آيةاللّه العظمي بروجردي(ره) شركت نمود. وي براي ادامه تحصيل، در سال 1333، وارد حوزه علميّه نجف اشرف گرديد و حدود هشت سال در بحث خارج فقه و اصول مرحوم آيةاللّه العظمي آملي شركت داشت. آن­گاه يافته‏هاي علمي از بحث اصول معظّمٌ‏له را در دو جلد و فقه را در پنج جلد به رشته تحرير درآورد.سپس در بحث خارج اصول و فقه، آيةاللّه العظمي خويي(ره) شركت كرد كه با حضور در دو دوره درس اصول تمام دوره اصول استدلالي را با تعليقاتي از خود در چهار جلد چاپ نمود.از سال 1333 تا سال 1345 شمسي در بحث خارج فقه طهارت، صلات و حجّ آيةاللّه العظمي شاهرودي شركت مستمر داشت و مدّت چهارماه در بحث خارج فقه عبادات، آيةاللّه العظمي اصطهباناتي و مدّت شش ماه در بحث خارج اصول مرحوم آيةاللّه العظمي يزدي شركت كرد. آن گاه در بحث خارج فقه طهارتِ مرحوم آيةاللّه حلّي شركت نمود و نتيجه بحث را در يك جلد نگاشت. سپس در بحث خارج فقه معاملات، كتب قرض، دين، ضمان و مضاربه مرحوم آيةاللّه العظمي حكيم(ره) شركت جست و نتيجه همه مباحث را با تعليقاتي از خود در دو جلد به رشته تحرير درآورد. آن گاه از سال 1344شمسي تا تير ماه 1357 در بحث خارج فقه معاملات و بحث خلل صلات استاد بزرگ آيةاللّه العظمي امام خميني(ره) حضور مستمر و فعّال داشت. تا اينكه بيت امام از سوي رژيم بعث عفلقي در تاريخ 7/7/1307 و اجبار معظّمٌ‏له به خروج از عراق به قصد عزيمت به كويت از نجف اشرف خارج شد. وي نيز با ممانعت دولت وقت كويت و همكاري دولت ستم‏شاهي ايران از ورود به كويت ممنوع شد و به كاظمين مراجعت كرد و در تاريخ 13/7/1307 از بغداد به پاريس مهاجرت كرد.وي ضمن تحصيل، دروس منطق، ادبيّات عرب، فقه و اصول تا سطوح عالي را چندين دوره در حوزه‏هاي علميّه نجف اشرف و قم، در مدرسه عالي قضايي و تربيتي قم در سال تحصيلي 1359 - 1360 شمسي، مدرسه عالي شهيد مطهّري و مدرسه علوم قضايي‏تهران(دانشكده علوم قضايي) در سال 1369 – 1371، شمسي تدريس نمود.امام با ورود به نجف اشرف و ملاحظه نابه‏ساماني حوزه علميّه نجف به آيت الله كريمي در معيّت دو نفر ديگر از فضلاي حوزه در سال 1345شمسي تكليف فرمود تا با مذاكره با بيت مرحوم آيةاللّه العظمي خويي هييت مشتركي براي تنظيم برنامه و امتحانات حوزه تشكيل دهند. از اين‏رو، مسيوليّت برگزاري امتحانات طلّاب حوزه علميّه نجف اشرف و ناظر و مراقب بودن بر دفاتر شهريّه را به وي واگذار كرد.در سال 1348شمسي امام در برابر حزب بعث عفلقي عراق كه تصميم به انحلال حوزه علميّه نجف اشرف داشت، موضع­گيري كرد و با ازدياد شهريّه طلّاب آنان‏را تشويق به مقاومت و پايداري نمود، ازاين­رو، به سبب وجود افراد مشكوك و ناصالح در ميان طلّاب، تكليف پاك‏سازي حوزه از عناصر ناصالح را به وي محوّل كرد. آيت الله كريمي توانست دست افراد فاسد و وابسته به حزب بعث و أمن عراق را از چپاول بيت المال و اموال امام زمان(ع) كوتاه كند. وي در اين راه بر اثر سعايت مفسدان با سازمان امنيّت عراق درگير شد و براي پاسخ‏گويي به اداره أمن نجف احضار شد، ولي توانست با قاطعيّت تمام دستورات امام را در پاك‏سازي حوزه امتثال نمايد.در سال 1345شمسي، تحقيق و بازنگري و تصحيح رساله عمليّه عربي زبدة الاحكام و رساله فارسي توضيح المسايل براي چاپ از سوي امام بزرگوار به وي محوّل شد.هم‏چنين كتاب خلل صلات معظّمٌ‏له را به امر ايشان تحقيق و تصحيح نمود كه بعدها در ايران چاپ و منتشر شد. سپس از سال 1347شمسي تا پايان مدّت حضور امام در نجف اشرف به پاسخ‏گويي و نوشتن پاسخ استفتاءات واصله تحت تعليمات و نظارت مستقيم امام اشتغال داشت كه اين شغل پس از مراجعت به ايران در سال 1358شمسي نيز در دفتر استفتاي معظّمٌ‏له در قم تا آخرين روز حيات پربركت امام راحل(ره) ادامه يافت. پس از انتخاب آيةاللّه العظمي خامنه‏اي-مدّظلّه- در چهاردهم خرداد 1368 به رهبري نظام مقدّس جمهوري اسلامي ايران، از مرداد همان سال از سوي معظّمٌ‏له عهده‏دار جواب استفتاءات واصله به محضر ايشان شد، كه پاسخ‏ها بيش‏تر با بحث و مذاكره با معظّمٌ‏له تنظيم مي‏شد و اين مسيوليّت تحت نظارت و اشراف مقام معظم رهبري كما كان ادامه دارد. آيت الله كريمي از اواخر سال 1358 تا سال 1369شمسي، از سوي امام و آيت الله گلپايگاني به عضويّت در شوراي‏عالي مديريّت حوزه علميّه قم منصوب شد و با ديگر اعضاي شورا تنظيم برنامه‏هاي درسي و امتحاني و ... طلّاب محترم حوزه‏هاي علميّه قم و شهرستان‏ها همكاري داشتم.وي در اثر تربيت خاصّ خانوادگي، بر اثر چشيدن مرارت‏هاي ظلم و استبداد حكومت طاغوتي رضاخاني و به اقتضاي اشتغال به تحصيل علوم ديني، مشاهده تعدّيات قدرت‏هاي شيطاني، حسّ ظلم ستيزي و انگيزه مقابله با هرگونه بيدادگري و حق‏كشي، از همان اوان پيش از بلوغ، در وجودش شروع به جوانه زدن نمود تا كم‏كم اين احساس و انگيزه به صورت احساس تكليف و وظيفه الهي درآمد.از اين رو، از سال 1327شمسي در حوزه علميّه قم به جمع فداييان اسلام كه با رهبري شهيد سيّد مجتبي نوّاب صفوي تحت نظارت و اشراف مرحوم آيةاللّه العظمي حاج سيّد محمد تقي خوانساري و آيةاللّه العظمي سيّد صدرالدّين صدر به منظور مقابله با قدرت ستم‏شاهي به پا خواسته بودند و داعيه تشكيل حكومت اسلامي را داشتند، پيوست و در تمام صحنه‏هاي مبارزاتي آنان حضور مستمر و فعّال داشت.پس از كودتاي ننگين آمريكايي شاه خاين در 28 مرداد و تحت تعقيب قرارگرفتن معارضانِ سلطنت پهلوي، پدرش از وابستگي وي به جمعيّت فداييان اسلام پي برده بود و از جانب حكومت طاغوت احساس خطر كرد؛ از اين‏رو، در آبان ماه 1333 طي تلگرافي به آِت الله كريمي دستور داد كه براي ادامه تحصيل به عراق عزيمت كند.وي پس از مشورت با مرحوم آيةاللّه العظمي حاج شيخ مهدي امامي امير كلايي و مرحوم آيةاللّه حاج سيّد احمد زنجاني، سرانجام پس از تهيّه گذرنامه در سال 1333 از ايران عازم عراق و وارد حوزه علميّه نجف اشرف شد.در حوزه علميّه نجف نيز اگر موقعيّتي پيش مي‏آمد به كارهاي سياسي، از قبيل ورود در جمع حاميان آيةاللّه العظمي حكيم در مبارزه با حزب توده در زمان حكومت عبدالكريم قاسم، در مقابله با حزب بعث عفلقي در زمان حكومت عبدالرّحمان و عبدالسّلام عارف و احمد حسن البكر مي­پرداخت.آيت الله كريمي پيش از پيروزي انقلاب به جلب افكار عمومي حوزه علميّه نجف اشرف جهت هم‏دلي با مردم شريف ايران و حمايت از هدف‏هاي عالي رهبر معظّم انقلاب در مبارزه با حكومت آمريكايي شاه مزدور همّت گماشت و با تشكيل جلسات توجيهي در مناسبت‏هاي مقتضي و تنظيم تلگراف‏ها به شخصيّت‏هاي سياسي مذهبي و سفارت‏خانه‏هاي دولت‏هاي اسلامي عراق و تركيه و مطرح ساختن اعلاميّه‏هاي علماي ايران در جلسات رجال و علماي دين سعي در بسيج افكار عمومي حوزه نجف و ملت‏هاي مسلمان جهت حمايت از اهداف رهبر انقلاب و ياري مردم روشن و ايثارگر اسير بيدادگري ستم‏شاهي داشت.وي پس از پيروزي انقلاب در سال 1358 به أمر امام راحل(ره)، داوطلبِ نمايندگي مجلس خبرگان قانون ‏اساسي گرديد و از سوي استان مازندران انتخاب شد. آيت الله كريمي رابط بين مجلس و امام به منظور گزارشِ مراتب به معظّمٌ‏له بود. از ديگر سمت­هاي وي نماينده امام در شوراي‏عالي اقتصادِ هييتِ دولت مهندس ميرحسين موسوي براي نظارت فقهي بر لوايح قانوني و تنظيم برنامه متناسب با نظام جمهوري اسلامي در سال 1360 بود. هم‏چنين در همان سال با عضويّت در دادگاه عالي انقلاب اسلامي به بازنگري و تجديد نظر در پرونده‏هاي محاكم انقلاب اسلامي پرداخت و در سال 1361 طي حكمي از سوي امام به رياست دادگاه عالي انتظامي قضات منصوب گرديد كه بيش از يازده سال در اين سمت به كار بررسي و تعقيب تخلّفات قضات محترم دادگاه‏ها و دادسراهاي انقلاب اسلامي و دادگاه‏هاي مدني خاص پرداخت و سرانجام در سال 1373 با استجازه مكرّر از مقام معظّم رهبري-دام‏ظلّه- از اين سِمَت استعفا نمود.سپس در  سال 1367 از سوي حضرت امام وي اين‏جانب و حضرات آيات محمدي گيلاني، بجنوردي، ابطحي كاشاني و قاضي خرّم‏آبادي مسيول بررسي پرونده‏هاي زندانيان محاكم عمومي و انقلاب اسلامي براي اتّخاذ تصميم مقتضي اعم از آزادي، تخفيف مجازات، تعليق مجازات، تغيير محلّ زندان و اعلام نظر به محضر مبارك امام به منظور اتّخاذ تصميم نهايي شد، كه بيش از اين در اين سمت سه سال انجام وظيفه نمود.