• عبدالنبي نمازي

  • نام پدر :احمد

    شهر محل سکونت :كاشان

    درجه علمی :اجتهاد

    مذهب : تشيع

    ملیت : ايراني

    تخصص :

  • مقدمات
    مدرسه علميه بادكوبه.
    سطح
    آيت الله شيخ محمدحسين موحد نجف آبادي (نجف)؛
    آيت الله شيخ كاظم تبريزي (نجف)؛
    آيت الله شيخ صدرا كاظم تبريزي (نجف)؛
    آيت الله سيد عبدالعلي سبزواري (نجف)؛
    آيت الله شيخ علي آزاد قزويني (نجف).
    خارج فقه و اصول
    آيت الله شيخ محمدعلي اراكي (قم)؛
    آيت الله حاج ميرزا هاشم آملي (قم)؛
    آيت الله سيد علي علامه فاني اصفهاني (قم)؛
    آيت الله سيد محمدرضا گلپايگاني (قم)؛
    آيت الله رضا صدر (فلسفه)(قم)؛
    آيت الله شيخ محمد محمدي گيلاني (فلسفه)(قم).)


  • آثار مرتبط:
  • نمايندگي امام و فرماندهي سپاه منطقه 2 كشوري؛
    مسوليت بخش آمار و بررسي ،شوراي مديريت حوزه علميه قم؛
    مسوليت آموزش¬هاي عقيدتي سياسي كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي؛
    نمايندگي مجلس خبرگان رهبري در دوره دوم و سوم از استان بوشهر؛
    عضويت در جامعه مدرسين حوزه علميه قم؛
    دادستان كل كشور؛
    نماينده مجلس خبرگان رهبري در دوره چهارم از تهران؛
    تدريس خارج فقه و اصول در حوزه علميه قم؛
    امام جمعه كاشان)

    فعاليتها:
    )
  • ) رساله في وجوب صلاه‌ الجمعه؛
    2) مصباح الشريعه في شرح تحرير الوسيله كتاب الخمس؛
    3) مصباح الشريعه في شرح تحرير الوسيله كتاب الاجتهاد و التقليد؛
    4) مصباح الشريعه في شرح تحرير الوسيله كتاب صلاه المسافر؛
    5) مصباح الشريعه في شرح تحرير الوسيله كتاب الصوم؛
    6) گناه و آثار آن؛
    7) معرفه الله؛
    8) ولايت فقيه؛
    9) پاسخ به شبهات پيرامون ولايت فقيه؛
    10) رساله‌اي در اخلاص؛
    11) صفات و شرايط رهبري در اسلام
    ب: تحقيق1
    1) تفسير سوره‌ي والعصر
    2) رساله در ولايت و مرجعيت
    3) تقريرات فقه و اصول درس مرحوم حضرت آيه الله العظمي اراكي ؛
    4) تقريرات فقه و اصول درس مرحوم حضرت آيه الله العظمي ميرزا هاشم آملي؛
    5) تقريرات اصول درس مرحوم حضرت آيه الله العظمي علامه فاني اصفهاني؛
    6) تقريرات فقه بحث قضاوت مرحوم حضرت آيه الله العظمي سيد عبد الاعلي سبزواري؛
    7) حاشيه بر بيع مكاسب؛
    8) سه جزوه در علم صرف و نحو؛
  • اساتيد
  • آيت الله اراكي؛
    آيت الله گلپايگاني؛
    آيت الله فاني اصفهاني؛
    آيت الله ميرزا هاشم آملي؛
    آيت الله شيخ محمد محمدي گيلاني؛
    آيت الله رضا صدر؛
    آيت الله شيخ علي آزاد قزويني؛
    آيت الله سيد عبدالعلي سبزواري؛
    آيت الله شيخ صدرا بادكوبه اي؛
    آيت الله شيخ كاظم تبريزي؛
    آيت الله شيخ محمدحسين موحد نجف آبادي.

  • آيت الله عبدالنبي نمازي در سال 1324 شمسي در شهر بوشهر متولد شد. پدرش، حجه‌السلام حاج شيخ احمد، فرزند عالمِ عارف و زاهدِ مجاهد، مرحوم آيه الله حاج شيخ حسين نمازي دشتي بود. پدر وي ضمن تبليغ و منبر، آموزشكده‌ قرآن تأسيس كرد و از اين راه افراد بسياري را در طول ساليان متمادي با كتاب آسماني قرآن آشنا كرد. ازاين­رو، آيت الله نمازي قرآن را فرا گرفت و با كتاب‌هاي درسي جديد آشنا شد و توانست كه به پدرش در تعليم و تدريس كمك نمايد. وي در دوازده سالگي در امتحانات متفرقه شركت كرد و سال سوم ابتدايي را به صورت ارتقايي امتحان دادم و با معدل بالا قبول شد و به كلاس چهارم رفت. سپس در دروس حوزوي شركت نمود. تعدادي از دروس ادبيات را در آبادان خواند و در آغاز سال 1341 شمسي براي ادامه تحصيل به نجف اشرف عزيمت نمود. دروس حوزه را آغاز نمود و در مدرسه علميه بادكوبه مشغول درس خواندن شد و با لطف پروردگار و توجهات مولي الموحدين حضرت اميرالمؤمنين عليه‌السلام و عنايت حضرت ولي عصر (ارواحنا فداه) با اينكه در آن دوران در حوزه نجف به دليل نبودن امتحان، طلاب در درس خواندن و نخواندن آزاد بودند و هيچ عاملي براي اجبار و الزام وجود نداشت، اما وي آنچنان در خود احساس شوق و علاقه به خواندن درس احساس مي‌كرد كه هيچ چيز جز درس و مطالعه و مباحثه و نوشتن برايش جاذبه نداشت. از اين­رو، با شوق غير قابل وصفي درس مي‌خواند و از دوستان هم درس خود هميشه در تمام مراحل درسي جلوتر بود.آيت الله نمازي در نجف از محضر عالماني نامدار چون حضرات: آيه الله حاج شيخ محمد حسين موحد نجف آبادي؛مرحوم آيه الله حاج شيخ كاظم تبريزي رحمه الله؛آيه الله حاج شيخ صدرا بادكوبه‌اي رحمه الله؛ آيه الله العظمي سيد عبدالعلي سبزواري؛ آيه الله حاج شيخ علي آزاد قزويني بهره برد.همچنين وي در حوزه‌ علميه قم سمت شاگردي عالماني چون: آيه الله العظمي حاج شيخ محمد علي اراكي (خارج فقه و اصول)؛ آيه الله العظمي حاج ميرزا هاشم آملي (خارج فقه و اصول)؛ آيه الله العظمي حاج سيد علي علامه فاني اصفهاني (خارج فقه و اصول)؛ آيه الله العظمي حاج سيد محمد رضا گلپايگاني رحمه الله (خارج فقه و اصول)؛ آيه الله حاج آقا رضا صدر (فلسفه)؛ آيه الله حاج شيخ محمد محمدي گيلاني (فلسفه) داشت و از خرمن دانش اين بزرگان خوشه چيد؛ عوامل مؤثر بر شكل‌گيري شخصيت علمي و اخلاقي:دريافت و برداشتي كه وي از سال‌هاي آغازين تحصيلات حوزه‌اي از شرع مقدس داشت اين بود كه اسلام براي تربيت و هدايت و تكامل بشر آمده است و رهبران الهي و آسماني وظيفه‌ سرپرستي و اداره‌ امور انسان را از سوي خداوند بزرگ عهده دار هستند و نظام‌هاي سياسي و حكومت‌هاي بشري صلاحيت اداره‌ بشر را ندارند. هر كسي اين منصب را به دست گيرد غاصب است و در زمان غيبت حضرت مهدي (عج) فقيه عادل صلاحيت جانشيني و نيابت از آن حضرت را براي اداره امور اسلام و مسلمانان دارد و مجاز است كه در امور تصرف نمايد. غير از فقيه كسان ديگر صلاحيت عهده‌داري امور را ندارند. با توجه به اوضاع سياسي‌اي كه در ايران وجود داشت و رژيم طاغوت و سلطنت، حاكم مطلق بر سرنوشت ملت ايران بود و مقابله و برخورد با طاغوت هم منوط به اذن شرع مقدس بود و شارع مقدس هم اين جايگاه را براي فقهاي عادل مجاز دانسته است، از اين رو، تصميم گرفت به‌طور جدي تحصيلات را تا وصول به مرتبه‌ اجتهاد ادامه دهد تا با داشتن مرتبه اجتهاد بتواند شرعاً مسيوليت بزرگ سياسي يعني مقابله با طاغوت و اصلاح امور مسلمين را بر عهده گيرد. از سوي ديگر نهضت حضرت امام خميني (قدس سره) در ايران و تبعيد ايشان به عراق و اقامتشان در نجف اشرف و آشنايي نزديك با مواضع و ديدگاه‌هاي سياسي عامل بسيار مؤثر در تقويت طرز فكر وي بود. عامل مهم ارادت و اخلاص او به حضرت امام اين بود كه وي آرمان فكري و سياسي خود را در شخصيت حضرت امام و مباني فكري، سياسي و جهادي ايشان مي‌يافت. از اين رو در نجف اشرف در زمره‌ مريدان و ارادتمندان ايشان بود و در ايران هم هميشه در جهت تحقق ايده‌ها و آرمان‌هاي مبارزاتي معظم لّه حركت مي‌كرد.  از سال 1342 هجري شمسي در نجف اشرف تدريس ادبيات عرب را شروع نمود و تا سال 1348 شمسي كه به ايران مراجعت نمود، ادامه داشت.وي پيش از از پيروزي انقلاب اسلاميدر سال 1342 شمسي هنگام قيام مردم قم و حادثه‌ي پانزدهم خرداد و كشتار عده‌ي زيادي از مردم قم به دست عمال رژيم شاه، حوزه‌ علميه‌ نجف اشرف به حمايت از نهضت حضرت امام خميني (قدس سره) برخاست و درس‌ها تعطيل و طلاب و فضلا در بيوت مراجع بزرگ حضرات آيات عظام: سيد محسن حكيم رحمه الله، سيد محمود شاهرودي رحمه الله، سيد ابوالقاسم خويي رحمه الله اجتماعات با شكوهي تشكيل مي‌دادند و از مراجع تقاضاي چاره‌جويي و اقدان مي‌نمودند. وي نيز افتخار حضور در اجتماعات و راه‌پيمايي‌ها را داشت و پس از تبعيد حضرت امام خميني از تركيه به عراق هنگام ورود معظم لّه به شهر كربلا توفيق شركت در مراسم استقبال را پيدا كرد. آيت الله نمازي در نجف اشرف از مريدان و علاقمندان به حضرت امام خميني (قدس سره) بود. به گونه‌اي كه در سال 1348 شمسي كه براي معالجه به ايران بازگشت، پس از معالجه با اين‌كه از نظر قانوني داراي معافيت دانشجويي از خدمت نظام وظيفه بود، سازمان امنيت شاه اجازه‌ خروج از ايران و بازگشت به عراق را به وي نداد. پس از آن ناچاراً در حوزه‌ علميه‌ قم سكني گزيد و در كنار كارهاي علمي، تحصيل و تدريس با مشاركت دوستان انقلابي مسايل مبارزاتي را دنبال مي‌كرد. آيت الله نمازي ضمن تحصيل از فعاليت­هاي فرهنگي نيز غافل نبود و در ايام ماه محرم و ماه مبارك رمضان براي انجام وظيفه‌ تبليغي به شيراز مسافرت مي‌كرد. از سال 1350 تا 1353 شمسي، حضور وي و رفت و آمدها و جلسات سخنراني من از سوي مأموران سازمان امنيت (ساواك) تحت نظر بود و براي گرفتن تعهد مبني بر عدم دخالت در مسايل سياسي به شهرباني احضار شد، اما وي به اخطارها و احضارهاي آنان اعتنايي نمي‌كرد. تا اين‌كه در سال 1352 شمسي در دهه‌ محرم شبانه پس از سخنراني دستگير و در كلانتري بازداشت شد و به سازمان امنيت منتقل و پس از بازجويي‌هاي طولاني و متعدد به زندان عادل آباد در شيراز انتقال يافت. پس از آن به دليل اقدامات بعضي از علماي بزرگ شيراز و عكس‌العمل­هاي منفي دستگيري و بازداشت براي ساواك در شيراز و از سوي ديگر انكار كليه‌ ادعاها و گزارش‌هاي جاسوسان اطلاعات عليه او مبني بر بحث درباره‌ حكومت اسلامي و عدم مشروعيت سلطنت در چندين جلسه بازجويي از زندان آزاد گرديد. در سال‌هاي پس از آن، كه براي تبليغ به شيراز مي‌رفت. پس از گذشت چند جلسه سخنراني به اداره‌ اطلاعات براي دادن تعهد احضار شد ولي به دليل خودداري از رفتن نهايتاً جلسات را تعطيل ‌نمودند و اجازه‌ منبر به وي ندادند و وي ناگزير ‌شد براي تبليغ از شهر شيراز به روستاها برود. گاهي نيز به قم برمي‌گشت. پس از مدتي به دليل حساس شدن دستگاه اطلاعات و امنيت شيراز به وي در سال‌1355 شمسي به شهر بندرعباس سفر كرد و در آن‌جا نيز جلسه سخنراني آيت الله نمازي در نيروي دريايي ارتش از سوي اطلاعات شهرباني تعطيل شد، زيرا از وي خواستند تا براي شاه دعا كند اما او نپذيرفت. به علت مشكلاتي كه دستگاه امنيتي شاه فراهم مي‌كرد، تصميم گرفت. تعطيلات حوزه را در قم بماند و كارهاي علمي را دنبال كند. تا اين‌كه در سال 1357 هجري شمسي انقلاب اسلامي پيروز و نظام سلطنتي شاه سقوط كرد. وي بيش‌ترين و نزديكترين ارتباط سياسي را با مرحوم آيه الله مجاهد حاج عبدالرحيم رباني شيرازي رحمه الله داشت. در سال‌هاي پيش از پيروزي انقلاب به دليل نگراني‌هاي اصحاب انقلاب از نابود شدن اسناد تاريخي نهضت با راهنمايي و تشويق ايشان قرار شد وي و جمعي از دوستان اسناد نهضت را جمع‌آوري و ثبت نمايند. آيت الله نمازي در دوران طاغوت بر اين اعتقاد بود كه طلاب جوان بايد تمام تلاش و جديت خود را در راه تحصيل علوم و معارف الهي و اهل بيت عليهم السلام به‌كار گيرند تا اگر انقلاب اسلامي به پيروزي رسيد در اداره‌ حكومت اسلامي منشأ تأثير باشند، زيرا اداره‌ جامعه و حكومت بيش از هر چيزي نيازمند به مردان عالم و حكيم مي‌باشد، البته اين ديدگاه و طرز تفكر معنايش اين نبود كه طلاب جوان در مسايل مبارزاتي عليه نظام طاغوت بي تفاوت باشند، بلكه منظور اين است كه در كنار مسيوليت تحصيل علوم، مبارزات افشاگرانه عليه حكومت استبداد بسيار حساب شده و مخفيانه صورت گيرد كه دستگاه امنيتي طاغوت به‌راحتي نتواند عناصر اصلي را شناسايي و دستگير و سال‌ها در زندان نگهداري كند. از اين رو، وي همواره تمام تلاش و كوشش خود را در تحصيل علم و تحقيق مي­كرد البته نسبت به مسايل مبارزاتي نيز احساس مسيوليت مي‌كرد و با تعدادي از دوستان انقلابي براي كارهاي جهادي و مبارزاتي عليه نظام طاغوتي نشست‌هاي محرمانه داشت كه البته نقش و آثار اين‌گونه كارها عمدتاً در توسعه‌ تفكر مبارزه در ميان نسل جوان حوزه و توده‌هاي مردمي آشكار مي‌گشت. اين فقيه فرزانه فعاليت‌هاي بسياري در جريان پيروزي انقلاب اسلامي انجام داده­اند كه از جمله آنها مي­توان به رفتن از قم به تهران براي استقبال از حضرت امام خميني و استقرار در بهشت زهرا عليها السلام تا غروب آن روز؛ استقرار در ساختمان مدرسه‌‌ رفاه و علوي براي همكاري با اعضاي ستاد؛ اعزام به پادگان نيروهاي هوايي قلعه مرغي از طرف ستاد براي بازديد و نظارت بر اوضاع و اطلاع از حوادث پادگان پس از اعلام بيعت نيروي هوايي؛ اعزام به يكي از سازمان‌هاي ارتش پس از صدور فرمان رهبر كبير انقلاب مبني بر آغاز به كار كليه‌ي سازمان‌ها؛ اعزام به پادگان باغ شاه جهت بازديد و نظارت؛ مأموريت جمع‌آوري و تحويل سلاح‌ها از دست مردم؛ بازديد از سلاح‌هاي جمع‌آوري شده در دانشگاه تهران. در آغاز پيروزي انقلاب اسلامي تدبير حضرت امام خميني بر اين بود كه مراكز اقتصادي پس از يك سال ركود و اعتصاب و تعطيلي فعاليت خود را براي شكوفايي اقتصاد كشور آغاز نمايند، ولي عوامل مخالف به‌خصوص توده‌اي‌ها سياستشان اين بود كه اوضاع ارتش و اقتصاد را به هم بريزند. ازاين­رو، در كارخانجات ميان طبقات كارگر و كارمند و كارفرما و متخصصان ايجاد اختلاف مي‌كردند، در نتيجه چرخ‌هاي اقتصاد كشور با كندي مواجه شده بود به همين دليل عده‌اي از كاركنان مؤمن و متعهد كارخانه‌ي سيمان فارس به قم آمده بودند و در ستاد انقلاب از آيت­الله نمازي درخواست كردند تا از سوي دفتر حضرت امام براي حل مشكلات و اختلاف به آن‌جا برود. وي نيز به دليل آشنايي و سابقه‌ي كار در استان فارس و اهميت اقتصادي كارخانه‌ سيمان فارس پيشنهاد آنها را پذيرفت، در نتيجه از قم به شيراز عزيمت نمود و به نمايندگي از سوي دفتر حضرت امام خميني در كارخانه مستقر شد. وي ضمن اقامه‌ نماز ظهر و عصر در مسجد كارخانه، در جلسات هييت مديره‌ كارخانه شركت مي‌كرد. هم‌چنين ارتباط با نمايندگان كارگران و بازديد از قسمت‌هاي مختلف كارخانه و حل اختلافات ميان مسيولان و كاركنان را نيز بر عهده داشت. پس از گذشت شش ماه اوضاع كارخانه آرام شد و كار توليد سيمان به وضعيت مطلوبي رسيد و وي به قم بازگشتم. پس از بازگشت از شيراز به قم مجدداً تدريس را شروع كرد. تا اين‌كه ايام ماه محرم فرا رسيد و درس‌ها تعطيل شد. ازاين­رو، براي تبليغ به منطقه‌ غرب كشور مسافرت نمود. ولي با توجه به نابساماني اوضاع غرب كشور و فعاليت و قيام ضد انقلاب‌ها و توطيه‌ استكبار براي تجزيه‌ كردستان و غرب كشور پذيرفت به مدت ده روز ايام عاشورا را به آن‌جا سفر كند. و متصديان امور قضايي كشور كه مطلع شدند وي عازم منطقه‌ سر پل ذهاب و قصر شيرين است ابلاغي قضايي مبني بر تصدي سمت حاكم شرع در منطقه را به نام وي صادر كردند، اما او به دليل سنگيني مسيوليت قضاوت، از پذيرفتن منصب قضا عذرخواهي كرد. وقتي وارد منطقه شد، اوضاع سياسي و امنيتي آن‌جا به قدري آشفته و نابسامان بود كه مردم به‌خصوص شيعيان امنيت نداشتند و ضد انقلاب‌ها به‌راحتي در روز روشن به شهرها و راه‌ها حمله مي‌كردند و جان و مال و نواميس مردم را مورد تعرض قرار مي‌دادند. از اين رو قبول مسيوليت قضايي را در آن شرايط بر خود واجب عيني دانست. مسيولان امور قضايي نيز مجدداً براي آرامش خاطر او و اتمام حجت، ابلاغ و حكم را از سوي حضرت امام خميني و با امضاي حضرت آيه الله مشكيني براي آيت الله نمازي ارسال داشتند. با تأسيس دادگاه انقلاب اسلامي، نظام جمهوري اسلامي قدرت و ابتكار عمل را در آن منطقه بدست گرفت و مخالفان و ضد انقلاب‌ها با شدت و قدرت فراوان سركوب شدند. نيروهاي مسلح منطقه اعم از سپاه پاسداران، ارتش و ژاندارمري به‌عنوان بازوان پرتوان و ضامن اجراي احكام دادگاه انقلاب با اقتدار كامل عمل كردند و آرامش و امنيت نسبي در شهرها، راه‌ها و مرزها ايجاد شد. گزارش‌هاي رسيده به وي از سوي عوامل اطلاعاتي سپاه، ارتش و ژاندارمري حكايت از تحركات نظامي ارتش عراق داشت. در پي اين امر او بر حسب وظيفه‌ و پيگيري موضوع و اهميت خطر در يكي از جلسات شوراي عالي دفاع در تهران شركت كرد، در اين جلسه كه به رياست رييس جمهور وقت ابوالحسن بني صدر و عضويت فرماندهان عالي رتبه‌ي نيروهاي مسلح و شهيد بزرگوار دكتر مصطفي چمران و استانداران مناطق بحراني كشور آذربايجان غربي و كردستان حضور داشتند، وي موضوع را مطرح كرده و بيان نمود كه براساس گزارش‌ها و بازديدهاي شخصي از مرزها، ارتش عراق در حال احداث خطوط و آرايش جنگي است و احتمال حمله عراق به ايران وجود دارد بايد براي آن از هم اكنون چاره‌ انديشيد اما متأسفانه هيچ يك از مسيولان مربوطه در اين زمينه اظهار نظر و تأكيدي نكردند. مدتي بعد دولت عراق ايرانيان مقيم كشورش را اخراج كرد. چند ماه پس از سپري شدن مسيوليت آيت الله نمازي، اوضاع امنيتي منطقه بهبود يافت اما با توجه به سنگيني كار در منطقه و كسالت جسمي تصميم گرفت كه به قم باز گردد، و از آن‌ جايي‌كه مؤمنان و متدينان منطقه از بازگشت وي احساس نگراني خاطر مي‌كردند، جمعي از آن‌ها به قم رفته و به محضر حضرت آيه الله العظمي گلپايگاني شرفياب شدند و تقاضا كردند كه ايشان به وي دستور دهند كه اقامت خود را در منطقه تمديد نمايد، معظم له نيز مرقومه‌اي را به وي ارسال كردند. در پي ابلاغ توصيه‌ حضرت آيه الله العظمي گلپايگاني مدتي ديگر را در منطقه باقي ماند و سرانجام به دليل تمايل نداشتن به كار قضاوت، استعفا داده و به قم بازگشت. ولي پس از آن، به امر آيه الله شهيد قدوسي فرمودند: اوضاع ارتش در غرب كشور مطلوب نيست و ضد انقلاب‌ها توطيه‌ نفوذ در پادگان‌ها را دارند. ازاين­رو، وي بار ديگر، با توجه به وضعيت آشفته‌اي كه در غرب و كردستان بود و اطلاع داشت، احساس وظيفه نمود و مسيوليت قضاوت را پذيرفت.بنابراين، ابلاغي موقت مبني بر مسيوليت حاكم شرع دادگاه انقلاب اسلامي كرمانشاه و حاكم شرع دادگاه نظامي غرب براي آيت الله نمازي صادر گرديد. در پي صدور اين حكم مجدداً به كرمانشاه عزيمت نمود و دادگاه و دادسراي انقلاب ارتش را تشكيل داد. با شروع فعاليت دادگاه نظامي غرب، عناصر متعهد ارتش اطلاعات مربوط به ضد انقلاب‌ها را به دادگاه منعكس و اقدامات بسيار مؤثري صورت گرفت. در پي كودتاي نوژه تعدادي عناصر مشكوك شناسايي و بازداشت شدند كه مورد حمايت رييس جمهور معزول "بني صدر" قرار گرفتند و منشأ اختلاف و درگيري بزرگي ميان قوه‌ ‌‌قضاييه و ايشان گرديد. وي هم‌زمان با مسيوليت دادگاه انقلاب ارتش، مسيوليت دادگاه انقلاب اسلامي كرمانشاه را نيز بر عهده داشت. پس از آن مجدداً به قم مراجعت نمود و تدريس رسايل و تأليف رساله‌ي صلاه الجمعه را شروع كرد. در سال 1360 هجري شمسي به آيت الله نمازي پيشنهاد داده شد كه مسيوليت نمايندگي حضرت امام خميني در سپاه را بپذيرد، با توجه به حساسيت و اهميت موضوع به ويژه در دوران جنگ وتلاش بعضي از گروه‌هاي سياسي به منظور نفوذ در سپاه، چنين تشخيص داد كه پيشنهاد مطروحه را بپذيرد. از اين رو، مسيوليت نمايندگي حضرت امام خميني (قدس سره) در سپاه منطقه دو را كه شامل استان‌هاي: اصفهان، يزد و چهار محال و بختياري بود، پذيرفت. پس از مدتي، مسيوليت فرماندهي سپاه منطقه دو را نيز با حفظ سمت نمايندگي بر عهده‌ وي گذاشتند كه تا پايان سال 1362 ادامه داشت. در طول دو سال مسيوليت سپاه منطقه دو، مشكلات و گرفتاري‌هاي زيادي توسط مهدي هاشمي معدوم و عوامل وابسته به او در سپاه براي وي به‌وجود آمد. علت آن نيز سياست اين گروه مبني بر تسلط بر سپاه بود؛ ولي با حول و قوه‌ي الهي و هدايت خداوند كريم توانست آن‌چه را كه حق و وظيفه تشخيص مي‌داد به‌طور احسن انجام دهد. وي از سال 1360 كه در سپاه پاسداران مسيوليت را پذيرفت در اكثر عمليات‌ها از جمله: عمليات رمضان؛ عمليات محرم؛ عمليات والفجر مقدماتي؛ عمليات بدر؛ عمليات خيبر؛ عمليات فتح (فاو)؛ عمليات كربلاي 4؛ عمليات كربلاي 5؛  عمليات حلبچه؛ عمليات مرصاد حضور داشت و مجروح گرديد.در سال 1368 از سوي نماينده‌ حضرت امام خميني، سمت مشاور نمايندگي حضرت امام با وي واگذار گرديد. پس از رحلت جان سوز حضرت امام خميني (قدس سره) بر اساس پيشنهاد بعضي از مراجع مانند حضرت آيه الله فاضل لنكراني و عده‌اي از دوستان و فضلا مبني بر بازگشت به حوزه‌ علميه جهت تدريس و كارهاي تحقيقاتي و از سوي ديگر علاقه‌ي فراوان او به كارهاي علمي تصميم گرفت به حوزه‌ علميه‌ قم مراجعت نمايد. ولي با مخالفت نماينده‌ مقام معظم رهبري حضرت آيه الله خامنه‌اي روبرو شد. ايشان پيشنهاد فرمودند كه در سپاه بماند. از اين جهت مقام معظم رهبري وي را به سمت آموزش‌هاي عقيدتي سياسي سپاه منصوب فرمودند. آيت الله نمازي در سال 1369 پس از شركت در انتخابات دومين و سومين دوره‌ مجلس خبرگان به نمايندگي از سوي مردم شريف استان بوشهر به مجلس خبرگان راه يافت.