• سيد مرتضي مرتضوي لنگرودي

  • نام پدر :سيد محمود

    شهر محل سکونت :قم

    درجه علمی :اجتهاد

    مذهب : تشيع

    ملیت : ايران

    تخصص :

  • )


  • آثار مرتبط:
  • )

    فعاليتها:
    احياء مدرسه و مسجد حاج ابوالفتح تهران)
  • 1. تقريرات درس اصول فقه مرحوم محقق نائيني در يك دوره كامل (مبسوط ومفصل)؛ 2. كتاب المتاجر(تقرير درس مرحوم نائيني، يك دوره كامل)؛ 3. شرح مبسوطي بر بخش طهارت كتاب عروةالوثقي؛ 4. رساله اي در منجّزات مريض؛ 5. كتاب الصلوة(تقرير درس نائيني)؛ 6. كتاب الطهارة؛ 7. كتاب الخمس؛ 8. رساله اي در توسعه ارض غصبيّه؛ 9. رساله اي در حدوث عالم؛ 10. رساله اي در اثبات اصول و عقايد مشتمل بر مسايلي چون: شفاعت، عدم تحريف قرآن و وجوه اعجاز اين كلام الهي؛ 11. رساله اي در قضا(ناتمام)؛ 12. رساله اي در تفكيك بين اراده استعمالي و جدّي؛ 13. رساله اي در مبحث آب كر؛ 14. رساله اي در مبحث اجتهاد؛ 15. رساله اي در حرمان زوجه از ارث؛ 16. رساله اي در اراده استقلاليه؛ 17. رساله اي در مبحث اجتهاد؛ 18. رساله اي در مبحث تقليد؛ 19. حواشي بر مكاسب شيخ انصاري(ناتمام)؛ 20. حاشيه بر رسائل شيخ مرتضي انصاري(ناتمام)؛ 21. كتاب الصوم كه تقرير درس يكي از استادانش مي باشد (ناتمام)؛ 22. جزواتي مشتمل بر مسايل گوناگون فقهي. بروجردي(بحث خمس، طهارت و قضا)، رساله اي در عدالت، تعليقه اي ناتمام بر رسائل شيخ انصاري، شرحي بر مكاسب شيخ مرتضي انصاري به زبان فارسي، تاريخ را بررسي كنيم(در مبحث امامت به صورت مناظره)، تكه هاي تاريخي، مجموعه اي از آثار و روايات(كشكول)، شرح فارسي بر تشريح الافلك، ترجمه كتاب الطرائف سيد بن طاووس و ديوان شعر
  • اساتيد
  • 1. آيةالله سيدابوالحسن اصفهاني: اگر چه آيةالله لنگرودي به مباني
    2. آية الله آقاضياءالدين عراقي
    3. آيةالله آقا شيخ جواد بلاغي

  • از رجال مشهور سادات قاضي محله، ميرسعيدي لنگرودي فرزندي به نام سيدحسين داشت. اين مرد زاهد و پرهيزگار در روستاي فتيده در حوالي قاضي محله از طريق زراعت و دامداري امرار معاش مي نمود. تا آنكه در سال 1306 ق. صاحب فرزندي گرديد و او را «مرتضي» ناميد.

    دوران كودكي مرتضي در آبادي فتيده و نيز قريه قاضي محله سپري گرديد. به سبب تربيت در آغوش مادري نيك نهاد و پرورش هاي پدري پارسا و نيز استعدادهاي ذاتي خود، در همين سنين كودكي، در مدت شش ماه، تلاوت قرآن را فراگرفت و همزمان با آن در مكتب خانه هاي مرسوم آن زمان با مقدمات زبان و ادبيات فارسي آشنا گرديد.

    سيدمرتضي پس از آموختن مقدمات علوم حوزوي در نزد اساتيد مدرسه علميه لنگرود، در سال 1323 يا 1322 ق. براي ادامه تحصيل به رشت رفت. در اين حوزه، او محضر روحاني مبارز و مجتهد پرآوازه، آيةالله سيد عبدالوهاب صالح ضياء بري (1294 - 1357 ق.) را درك كرد و معالم را نزد او آموخت.

    سيدمرتضي در حوزه علميه رشت، معطوّل را نزد آقا شيخ محمد صيقلاني(منسوب به آبادي صيقلان از دهستان شفت و از توابع شهرستان فومن) و آقا شيخ محمد زرگر ياد گرفت.

    در همان اوان جواني، اين طلبه مشتاقِ معارفِ قرآن و عترت، به قزوين رفت و در حوزه اين شهر شرح لمعه، مقداري از قوانين، الهيات و شرح تجريد را از محضر مرحوم حاج ملاعلي طارمي و شيخ يونس نامي فراگرفت و بدين گونه سطوح اوليه دروس حوزوي را تكميل نمود و راهي تهران شد.

    صفحه 35

    در آن زمان حوزه تهران، مجمع فقيهان بزرگ، حكيمان و عارفان مشهور بود. در اين حوزه سيدمرتضي سطوح عالي دانش ديني را نزد حضرات آيات: آقاسيد محمدرضا افجه اي، آقا شيخ محمدرضا نوري، شيخ عبدالنبي نوري و آقاسيد محمد تنكابني تكميل كرد و در حكمت و فلسفه و معارف عرفاني محضر بزرگاني چون: حاج شيخ علي نوري، آقاميرزا هاشم اشكوري، آقا ميرزا حسن كرمانشاهي و آقاميرزا محمود قمي را درك كرد.

    نامبرده با كوله باري از معرفت در عرصه فقه و حكمت و عرفان، حوزه تهران را ترك نمود و براي كمك به پدرش در امر كشاورزي، به گيلان بازگشت و تا سال 1338 ق. در آن ناحيه ماندگار شد. البته در اين مدت از درس و بحث غافل نبود و با دوست ديرينه خود آقاي طلوعي اشكوري به مباحثات علمي مشغول بود و از محضر عالم جليل القدر آقا شيخ علي كبر فتيدهي بهره برد.

    سيدمرتضي در سال 1338 ق. وطن را به قصد اقامت در عتبات عراق ترك نمود و به نجف اشرف رفت. وي براي انتخاب استاد، ابتدا در درس هاي علما حضور مي يافت؛ تا آن كه شيوه تدريس آيةالله نائيني را پسنديد. او به درس اين محقّق، علاقه زائدالوصفي نشان داد و به قدري تحت تأثير انديشه هاي اين بزرگمرد عرصه فقاهت قرار گرفت كه غالباًحاضر نبود سخن مخالف مباني ايشان را بشنود.

    آيةالله مرتضوي لنگرودي درباره چگونگي دريافت اجازه از آيةالله نائيني گفته است: وقتي خواستم به ايران برگردم، به محضر آيةالله آقاسيدجمال الدين گلپايگاني رفتم كه از خواص مرحوم نائيني بود. به ايشان گفتم: به آقاميرزا بگوييد، مي خواهم به وطن برگردم اگر مي خواهند اجازه اي مرقوم بفرمايند، لطف كنند. آيةالله نائيني به آقاسيدجمال گلپايگاني فرموده بود: «لنگرودي واسطه نمي خواهد، هر وقت خواست به ايران برود خودش بيايد». از اين رو، آيةالله مرتضوي لنگرودي به محضر استادش مي رود و او اجازه كم نظيري براي شاگردش مرقوم مي فرمايد كه در اوراق ايشان موجود است.

     آيةالله سيدمرتضي مرتضوي لنگرودي به موازات تدريس و تبليغ، از تلاش هاي علمي و نگارش غافل نبود. برخي از آثار ايشان، تقرير درس اساتيدش مي باشد و پاره اي از آن ها مطالبي است كه خود براي ارائه در جلسات آموزشي حوزه تدوين كرده بود. البته از آنجا كه نامبرده مدام در حال مسافرت از ناحيه اي به ناحيه ديگر بود و نيز به دليل برخي دشواري ها و حوادث، بخشي از جزوات اين فاضل گرانقدر در هنگام نقل و انتقالات از بين رفته است.

     سال 1324 ق. آغاز زمزمه هاي مشروطه خواهي بود. آن زمان آيةالله لنگرودي در سنين جواني بود، نزد آيةالله سيدعبدالوهاب صالح ضياءبُري به فراگيري مقدمات سطح حوزه اشتغال داشت. استاد، كه از تباهي هاي استبداد قاجار به ستوه آمده بود، در همان سال به جرگه آزادي خواهان پيوست و رياست و رهبري انجمن ابوالفضلي را عهده دار شد.

    آيةالله لنگرودي نيز با شجاعت و صراحت لهجه خاص خود در صف مشروطه طلبان رشت قرار گرفت و با شور و هيجان به حمايت از انقلاب مشروطيت، مخالفت با استبداد، توزيع اعلاميه، سخنراني و آگاهي دادن به مردم پرداخت؛ اما اين وضعيت دوام نيافت و آيةالله لنگرودي با آگاه شدن از انحراف نهضت مشروطه از موازين شرعي، نادم مي گردد و فعاليت هاي خود را متوقف مي كند. البته از باب امر به معروف و نهي از منكر، در مورد خلاف هاي اجتماعي تذكر مي داد و نفرت خويش را از عوامل تباهي و مرداب هاي متعفّن فساد اعلام مي كرد.

     آيةالله سيدمرتضي مرتضوي لنگرودي در روز پنج شنبه تيرماه 1342 ( 19صفر 1383 ق)، چند ماه پس از حادثه خونين قيام پانزدهم خرداد(كه در دوازدهم محرم همين سال صورت گرفت) نداي حق را لبيك گفت