• علي اصغر فقيهي

  • نام پدر :ابوالحسن

    شهر محل سکونت :تهران

    درجه علمی :دكترا

    مذهب : شيعه

    ملیت : ايراني

    تخصص :

  • مقدمات و سطح
    ابوالحسن فقيهي
    شيخ احمد فقيهي

    تحصيلات دانشگاهي
    رشته ادبيات در دانشگاه ادبيات تهران)


  • آثار مرتبط:
  • آموزگار)

    فعاليتها:
    تدريس تاريخ، جغرافيا و ادبيات؛
    تأليف؛
    سفرهاي علمي به كشورهاي آسيايي، اروپايي و آفريقايي.)
  • استاد علي اصغر فقيهي
    استاد علي اصغر فقيهي در سال ۱۲۹۲ش برابر با 1332ه.ق در خانواده اي روحاني در قم زاده شد. پدرش، ابوالحسن فقيهي، از مدرسان علوم ديني بود. علي اصغر در پنج سالگي به مكتب خانه رفت و پس از آموزش هاي متداول در 10 سالگي به آموختن علوم ديني نزد پدر و عمويش، شيخ احمد فقيهي، در مدرسه جهانگيرخان، پرداخت . وي دروس طلبگي را تا دوره سطح گذراند. سپس در سال ۱۳۱۵ش وارد دانشگاه تهران شد و در رشته ادبيات، به تحصيل پرداخت. در دانشگاه از محضر استاداني چون ميرزامحمود شهابي، بديع الزمان فروزانفر، نصرالله فلسفي، عبدالعظيم خان قريب و احمد بهمنيار كسب فيض كرد. اين جوان جوياي علم، با تلاش بي وقفه از لحظه لحظه هاي عمر خود در فراگرفتن نكات باريك علم و دقايق ظريف ادبي غافل نماند و چنان شد كه نور چشم استادان گرديد. استاد فقيهي پس از فراغت از تحصيلات دانشگاهي در سال ۱۳۱۹ش، در دبيرستان حكيم نظامي به تدريس دروس ادبيات، تاريخ و جغرافيا و عربي پرداخت. همزمان با آن، به دعوت شهيد بهشتي در مدرسه دين و دانش كه به همت ايشان در سال ۱۳۳۳ش تاسيس شده بود، تدريس كرد. وي سرانجام پس از سي سال معلمي؛ حرفه اي كه عاشقانه بدان دلبسته بود، در سال ۱۳۵۰ش بازنشسته شد. اما استاد شيفته تدريس بود؛ از اين رو، مدتي نيز در دبيرستان علوي تهران، تدريس پرداخت. توان علمي وي در زمينه هاي مختلف چنان بود كه از وي صاحب نظري زبردست ساخته بود. استاد به دليل سير وسياحت در كشورهاي جهان از جمله كشورهاي اروپايي، آفريقايي و آسيايي تجربه ها آموخت. سفر به دور دنيا از منظر فقيهي، تجربه آموختن و آشناشدن با جنبه هاي ديگري از فرهنگ و تمدن بود. او آموخته ها، ديده ها و شنيده هاي خود را با نثري ساده و روان به صورت مكتوب درآورد كه حاصل آن گشت و گذارها دو كتاب «حج آن طور كه من رفتم» و «سفرنامه آفريقا» است.
    استاد به معناي واقعي، معلمي دلسوز بود و به تدريس عشق مي ورزيد. وي تدريس در دبيرستان را به تدريس در دانشگاه ترجيح مي داد و به همين دليل بود كه وقتي استاد معين براي تدريس در دانشگاه از وي دعوت به عمل آورد، نپذيرفت و حضور خود را در دبيرستان موثرتر دانست. او با دانش آموزان چنان رفتار پدرانه و عاطفي داشت كه همه در حيرت بودند. اين انسان پارسا و پرهيزگار، ادب دوست و ادب پرور در هر فرصتي كه به دست مي آورد، آموخته هاي خود را به نسل حاضر منتقل مي كرد. وي نخستين بار مقالاتي در زمينه مسائل تاريخي، اجتماعي و ديني در روزنامه هاي «استوار» و «جلوه» به چاپ رساند. زماني كه اداره فرهنگ قم تصميم گرفت كتابي با عنوان قم را بشناسيد، تدوين كند، از استاد فقيهي براي همكاري دعوت كرد و استاد فقيهي نگارش بخش تاريخي قم را به عهده گرفت. اين نوشته از آثار ماندگار در مطالعات قم شناسي محسوب مي شود. علاقه وافر استاد به تاريخ و مطالعه عميق وي در اين زمينه، سبب تاليف كتاب هايي چون «شاهنشاهي عضدالدوله ديلمي»، «تاريخ مذهبي قم»؛ وهابيان، و اثر بي بديل وي «آل بويه» و اوضاع زمان ايشان شد. كتاب آل بويه كه با نثري شيرين و ساده و روان به بررسي و تحليل مسائل آن عصر پرداخته و است و در نتيجه با اقبال بيشتري روبه رو شد. استاد فقيهي توانست در اين اثر از حكومت ايراني شيعه مذهب (آل بويه)، كه در پي كسب استقلال و عظمت ايران بود وحشت خلفاي عباسي، بود؛ به استادي و با ظرافت تمام و با زبان ساده و شيرين، جذاب ترين موضوعات اين دوره را بيان كند. هدف فقيهي از نوشتن، خدمت به فرهنگ ايران اسلامي بود. از جمله كارهاي در خفا مانده ايشان، كه خود نيز چندان رغبتي به برملا شدن آن نداشت، تحرير دوباره و سره نويسانه رساله عمليه آيت الله بروجردي بود كه با قلم روان استاد فقيهي، در دسترس عامه مردم قرار گرفت. اما اين آثار ارزنده او را مغرور نكرد. سلوك علمي، تواضع و فروتني همچنان در رفتار و كردار او موج مي زد. استاد، عهدنامه مالك اشتر را به فصاحت تمام، در سال ۱۳۴۱ش، ترجمه كرد .و در همان سال به كوشش كتابفروشي علامه قم به بازار نشر روانه ساخت. تسلط استاد به نهج البلاغه وي را بر آن داشت كه به ترجمه آن همت گمارد و در سال ۱۳۷۴شدر تهران، به چاپ رساند. ترجمه ايشان از نهج البلاغه چنان مورد استقبال عالم و عامي قرار گرفت كه در كوتاه ترين مدت به چاپ سوم رسيد. استاد فقيهي در زمان تدريس دروس ادبيات، نياز دانش آموزان را به كتاب دستور زبان فارسي احساس كرده بود. از اين رو، كتاب دستور زبان فارسي را در سال ۱۳۴۶ به چاپ رساند. اين اثر نيز مورد توجه قرار گرفت و در سال هاي بعد، با اصلاحات و تجديدنظر، چاپ سوم آن در سال (۱۳۵۲ش) انتشار يافت. استاد فقيهي علاوه بر كتاب، مقالات متعددي در زمينه شعر و ادب و تاريخ و دستور زبان فارسي و سرگذشت رجال در مجله هاي «راهنماي كتاب»، «جلوه»، «رشد و ادب فارسي»، «كيهان فرهنگي»، «محيط ادب»، «قم امروز»، «فرهنگ كوثر»، «نامه قم»، «رواق نور»، «آيينه ميراث»، «بخارا»، «درس هايي از مكتب اسلام»، و در ديگر نشريات و دانشنامه ها و سالنامه ها به چاپ رسانده است كه هر يك از اين مقاله ها از «از لهجه قمي تا اصالت فرهنگي» و «چگونگي نوشتن همزه» گرفته تا «كلمه صحيح» «كلمه مشروط» و «سرگذشت رجال»، نشان از پختگي و غور عميق وي در متون فارسي و عربي دارد. حضور استادان پژوهشگر كه بعدها از ناموران عرصه ادبيات ايران شدند، دبيرستان حكيم نظامي سال هاي ۱۳۲۰ ـ ۱۳۵۰ را عملا به شاخه اي از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران تبديل كرده بود. نام استاداني چون دكتر حسين كريمان، دكتر بهرام فره وشي، دكتر اميرحسن يزدگردي، دكتر مظاهر مصفا، دكتر حسين بحرالعلومي، دكتر حسن سادات ناصري و دكتر محمدامين رياحي زينت بخش تاريخ آموزش و پرورش قم و دبيرستان حكيم نظامي، در سال هايي است كه استاد فقيهي را در خود داشت. ثمره هاي اين درخت بارآور در سراسر ايران، هر يك خود درختي سترگ شده است. بسياري از بزرگان دانش و ادب در ايران و برون ايران، از جمله دست پروردگان مكتب علي اصغر فقيهي اند. استاد علي اصغر فقيهي سرانجام پس از عمري تلاش در راه اعتلاي فرهنگ و ادب ايران در دوم آذر 1382 درگذشت.
    تاليفات
    1. تاريخ و عقايد وهابيان؛
    2. دستورهاي املا و انشا؛
    ۳. جغرافياي كشورهاي اسلامي و تاريخ اسلام؛
    4. ترجمه عهدنامه مالك اشتر (با مقدمات و تعليقات)؛
    5. راه خداشناسي با ترجمه توحيد مفضل؛
    6. دستور زبان فارسي؛
    7. حج، آن طور كه من رفتم؛
    8. شاهنشاهي عضدالدوله ديلمي؛
    9. تاريخ مذهبي قم؛
    10. آل بويه و اوضاع زمان ايشان؛
    11. وهابيان (عقايد و تاريخ فرقه وهابي)؛
    12. ترجمه كتاب شريف نهج البلاغه؛
    13. سفرنامه آفريقا؛
    ▪ آثار پراكنده و منتشر نشده:
    14. ايران در جنگ گذشته؛
    15. ادبيات ايران در قرن اول و دوم هجري؛
    16. نهضت نجف در جنگ بين الملل، ترجمه از عربي؛
    17. تاريخ كشورهاي عربي بعد از جنگ جهاني اول؛
    18. نويسندگان بزرگ اسلامي؛
    19. ابومسلم خراساني؛
    20. تاريخ حبشه ؛
    21. ترجمه محمدرسول الله، نگارش احمد تيموربيك؛
    22. سفرنامه استراليا؛
    23. سفرنامه شرق آسيا؛
    24. تاريخ اجتماعي قم؛
    25. خاطرات؛
    26. تاثير ايرانيان در بسط تمدن اسلامي؛
    27. آل بويه
  • اساتيد
  • ابوالحسن فقيهي؛
    شيخ احمد فقيهي؛
    استاد ميرزا محمود شهابي؛
    بديع الزمان فروزانفر؛
    نصرالله فلسفي؛
    عبدالعظيم خان قريب؛
    احمد بهمنيار

  • استاد علي اصغر فقيهي در سال ۱۲۹۲ش  برابر با 1332ه.ق در خانواده اي روحاني در قم زاده شد. پدرش، ابوالحسن فقيهي، از مدرسان علوم ديني بود. علي اصغر در پنج سالگي به مكتب خانه رفت و پس از آموزش هاي متداول در 10 سالگي به آموختن  علوم ديني نزد پدر و عمويش، شيخ احمد فقيهي، در مدرسه جهانگيرخان، پرداخت . وي دروس طلبگي را تا  دوره سطح گذراند. سپس در سال ۱۳۱۵ش وارد دانشگاه تهران شد و در رشته ادبيات، به تحصيل پرداخت. در دانشگاه از محضر استاداني چون ميرزامحمود شهابي، بديع الزمان فروزانفر، نصرالله فلسفي، عبدالعظيم خان قريب و احمد بهمنيار كسب فيض كرد. اين جوان جوياي علم، با تلاش بي وقفه از لحظه لحظه هاي عمر خود در فراگرفتن نكات باريك علم و دقايق ظريف ادبي غافل نماند و چنان شد كه نور چشم استادان گرديد. استاد فقيهي پس از فراغت از تحصيلات دانشگاهي در سال ۱۳۱۹ش، در دبيرستان حكيم نظامي به تدريس دروس ادبيات، تاريخ و جغرافيا و عربي پرداخت. همزمان با آن، به دعوت شهيد بهشتي در مدرسه دين و دانش كه به همت ايشان در سال ۱۳۳۳ش تاسيس شده بود، تدريس كرد. وي سرانجام پس از سي سال معلمي؛ حرفه اي كه عاشقانه بدان دلبسته بود، در سال ۱۳۵۰ش بازنشسته شد. اما استاد شيفته تدريس بود؛ از اين رو، مدتي نيز در دبيرستان علوي تهران، تدريس پرداخت. توان علمي وي در زمينه هاي مختلف چنان بود كه از وي صاحب نظري زبردست ساخته بود. استاد به دليل سير وسياحت در كشورهاي جهان از جمله كشورهاي اروپايي، آفريقايي و آسيايي تجربه ها آموخت. سفر به دور دنيا از منظر فقيهي، تجربه آموختن و آشناشدن با جنبه هاي ديگري از فرهنگ و تمدن بود. او آموخته ها، ديده ها و شنيده هاي خود را با نثري ساده و روان به صورت مكتوب درآورد كه حاصل آن گشت و گذارها دو كتاب «حج آن طور كه من رفتم» و «سفرنامه آفريقا» است.

    استاد به معناي واقعي، معلمي دلسوز بود و به تدريس عشق مي ورزيد. وي تدريس در دبيرستان را به تدريس در دانشگاه ترجيح مي داد و به همين دليل بود كه وقتي استاد معين براي تدريس در دانشگاه از وي دعوت به عمل آورد، نپذيرفت و حضور خود را در دبيرستان موثرتر دانست. او با دانش آموزان چنان رفتار پدرانه و عاطفي داشت كه همه در حيرت بودند. اين انسان پارسا و پرهيزگار، ادب دوست و ادب پرور در هر فرصتي كه به دست مي آورد، آموخته هاي خود را به نسل حاضر منتقل مي كرد. وي نخستين بار مقالاتي در زمينه مسائل تاريخي، اجتماعي و ديني در روزنامه هاي «استوار» و «جلوه» به چاپ رساند. زماني كه اداره فرهنگ قم تصميم گرفت كتابي با عنوان قم را بشناسيد، تدوين كند، از استاد فقيهي براي همكاري دعوت كرد و استاد فقيهي نگارش بخش تاريخي قم را به عهده گرفت. اين نوشته از آثار ماندگار در مطالعات قم شناسي محسوب مي شود. علاقه وافر استاد به تاريخ و مطالعه عميق وي در اين زمينه، سبب تاليف كتاب هايي چون «شاهنشاهي عضدالدوله ديلمي»، «تاريخ مذهبي قم»؛ وهابيان، و اثر بي بديل وي «آل بويه» و اوضاع زمان ايشان شد. كتاب آل بويه كه با نثري شيرين و ساده و روان به بررسي و تحليل مسائل آن عصر پرداخته و است و در نتيجه با اقبال بيشتري روبه رو شد. استاد فقيهي توانست در اين اثر از حكومت ايراني شيعه مذهب (آل بويه)، كه در پي كسب استقلال و عظمت ايران بود وحشت خلفاي عباسي، بود؛ به استادي و با ظرافت تمام و با زبان ساده و شيرين، جذاب ترين موضوعات اين دوره را بيان كند. هدف فقيهي از نوشتن، خدمت به فرهنگ ايران اسلامي بود. از جمله كارهاي در خفا مانده ايشان، كه خود نيز چندان رغبتي به برملا شدن آن نداشت، تحرير دوباره و سره نويسانه رساله عمليه آيت الله بروجردي بود كه با قلم روان استاد فقيهي، در دسترس عامه مردم قرار گرفت. اما اين آثار ارزنده او را مغرور نكرد. سلوك علمي، تواضع و فروتني همچنان در رفتار و كردار او موج مي زد. استاد، عهدنامه مالك اشتر را به فصاحت تمام، در سال ۱۳۴۱ش، ترجمه كرد .و در همان سال به كوشش كتابفروشي علامه قم به بازار نشر روانه ساخت. تسلط استاد به نهج البلاغه وي را بر آن داشت كه به ترجمه آن همت گمارد و در سال ۱۳۷۴شدر تهران، به چاپ رساند. ترجمه ايشان از نهج البلاغه چنان مورد استقبال عالم و عامي قرار گرفت كه در كوتاه ترين مدت به چاپ سوم رسيد. استاد فقيهي در زمان تدريس دروس ادبيات، نياز دانش آموزان را به كتاب دستور زبان فارسي احساس كرده بود. از اين رو، كتاب دستور زبان فارسي را در سال ۱۳۴۶ به چاپ رساند. اين اثر نيز مورد توجه قرار گرفت و در سال هاي بعد، با اصلاحات و تجديدنظر، چاپ سوم آن  در سال (۱۳۵۲ش) انتشار يافت. استاد فقيهي علاوه بر كتاب، مقالات متعددي در زمينه شعر و ادب و تاريخ و دستور زبان فارسي و سرگذشت رجال در مجله هاي «راهنماي كتاب»، «جلوه»، «رشد و ادب فارسي»، «كيهان فرهنگي»، «محيط ادب»، «قم امروز»، «فرهنگ كوثر»، «نامه قم»، «رواق نور»، «آيينه ميراث»، «بخارا»، «درس هايي از مكتب اسلام»، و در ديگر نشريات و دانشنامه ها و سالنامه ها به چاپ رسانده است كه هر يك از اين مقاله ها از «از لهجه قمي تا اصالت فرهنگي» و «چگونگي نوشتن همزه» گرفته تا «كلمه صحيح» «كلمه مشروط» و «سرگذشت رجال»، نشان از پختگي و غور عميق وي در متون فارسي و عربي دارد. حضور استادان پژوهشگر كه بعدها از ناموران عرصه ادبيات ايران شدند، دبيرستان حكيم نظامي سال هاي ۱۳۲۰ ـ ۱۳۵۰ را عملا به شاخه اي از دانشكده ادبيات دانشگاه تهران تبديل كرده بود. نام استاداني چون دكتر حسين كريمان، دكتر بهرام فره وشي، دكتر اميرحسن يزدگردي، دكتر مظاهر مصفا، دكتر حسين بحرالعلومي، دكتر حسن سادات ناصري و دكتر محمدامين رياحي زينت بخش تاريخ آموزش و پرورش قم و دبيرستان حكيم نظامي، در سال هايي است كه استاد فقيهي را در خود داشت. ثمره هاي اين درخت بارآور در سراسر ايران، هر يك خود درختي سترگ شده است. بسياري از بزرگان دانش و ادب در ايران و برون ايران، از جمله دست پروردگان مكتب علي اصغر فقيهي اند. استاد علي اصغر فقيهي سرانجام پس از عمري تلاش در راه اعتلاي فرهنگ و ادب ايران در دوم آذر 1382 درگذشت.