• عباسعلي اسلامي واعظ سبزواري

  • نام پدر :ملا بمانعلي

    شهر محل سکونت :تهران

    درجه علمی :خارج

    مذهب : شيعه

    ملیت : ايراني

    تخصص :

  • مقدمات
    شيخ محمد سبزواري
    شيخ گل حسن سبزواري

    سطح
    ميرزا احمدي اصفهاني
    حسين قمي
    ميرزا محمد كفايي(فرزند آخوند خراساني)
    خارج فقه و اصول
    سيد ابوالقاسم خويي
    شيخ جعفر رشتي
    آقا بزرگ تهراني
    شيخ محمدتقي شوشتري
    ميرزا محمد تهراني)
  • شيخ عباسعلي اسلامي از نگاه امام
    «آقاي اسلامي را با دستبند ببرند اين ور و آن ور! اين خدمتگزارهاي اسلام، علماي اسلام در حبس بايد باشند، و غاظ اسلام در حبس بايد باشند...».

    آثار مرتبط:
  • واعظ)

    فعاليتها:
    ـ تأسيس جامعه تعليمات اسلامي و تأسيس بيش از 180 مدرسه، دبيرستان دخترانه و پسرانه
    ـ تأسيس چندين دارالايتام
    - تأسيس حسينيه
    - بناي 80 مسجد
    - تأسيس پايگاه هاي ديني
    - خطابه و سخنراني
    - مبارزه عليه رژيم ستم شاهي پهلوي
    - مبارزه با كشف حجاب
    - همكاري با فدائيان اسلام و شهيد نواب صفوي)
  • 1. جهاد
    2. راه حسين عليه السلام
    3. دو از ياد رفته
    4. طلايه دار فرهنگ اسلامي در عصر اختناق (خاطرات)
  • اساتيد
  • سيد ابوالقاسم خويي
    شيخ آقا بزرگ تهراني
    حسين قمي
    شيخ محمدتقي شوشتري
    ميرزا محمد تهراني
    شيخ جعفر رشتي
    شيخ گل حسن سبزواري
    شيخ محمد سبزواري،
    ميرزا محمد كفايي

  • حاج شيخ عباسعلي اسلامي واعظ سبزواري در سال 1275 هـ . ش برابر با 1315 هـ . ق در خانواده اي مذهبي در سبزوار ديده به جهان گشود.

    جد بزرگ ايشان از تبار قشقايي هاي غيور شيراز و جد مادريش از بزرگان بختياري بود. در اوان كودكي شيخ عباسعلي اختلاف تلخ خانوادگي منجر به جدايي پدر و مادرش مي شود. به گونه اي كه وي ناچار از اول طفوليت تحت سرپرستي مادر و جد پدري و دايي خويش قرار مي گيرد. آقاي اسلامي، از استعداد فوق العاده و از حافظه بسيار قوي و بالايي برخوردار بود. تا آنجايي كه در چهار سالگي كتب و نشريات را با علاقه خاصي به تقليد از بزرگان مي خواند. او از پنج سالگي به مكتب رفت و به آموختن قرآن كريم و گلستان سعدي پرداخت. سپس به تحصيل علوم ديني روي آورد و در مدرسه بزرگ سبزوار زير نظر عالمي به نام شيخ محمد سبزواري به تحصيل خود ادامه داد. شيخ عباسعلي جامع المقدمات را نزد شيخ گل حسن، امام جماعت سبزوار فرا گرفت. وي پس از فراگيري مقدمات علوم ديني كه شامل آشنايي با ادبيات، قرآن و سطح ابتدايي و فقه و احكام بود، عازم مشهد شد و از محضر علماي بزرگ مشهد به ويژه حضرات آيات احمدي اصفهاني و حسين قمي و كفايي (پسر آخوند ملا محمد كاظم خراساني، صاحب كفاية الاصول) بهره هاي فراوان برد. اسلامي پس از مدتي براي ادامه تحصيل و كسب مدارج علمي به نجف اشرف رفت كه در آن روز مهد علم و از بزرگترين حوزه هاي علمي، اسلامي به شمار مي آمد. و در جوار امير المؤمنين علي(ع)از محضر علماي بزرگ آن روز كسب فيض كرد. متأسفانه در اثر مطالعه فراوان دچار عارضه ضعف چشم شد، طوري كه پزشكان او را از مطالعه و نگاه به كتاب منع كردند. ايشا نيز بنا به پيشنهاد دوستان تصميم گرفت كه تا بهبودي نسبي چشم خود، به كربلاي معلّي مشرف شود و در جوار حضرت ابا عبدالله الحسين(ع)مجاورت اختيار كند. وي در اين مدت از محضر علماي بزرگ همچون آيت الله خويي و آيت اللّه شيخ جعفر رشتي به كسب علم و دانش پرداخت. در همان روزها بار ديگر در اثر هواي گرم كربلاي معلي، ضعف چشم و عارضه آن، شدت گرفت. ناچار بايد تغيير مكان داده و از هواي مطلوب تري استفاده كند. از اين رو، روانه سامرا مي شود و در كنار حرم باشكوه عسكريين(ع) حدود هفت سال از محضر علماي بزرگي همچون ميرزا محمد تهراني، علم كلام، از محضر آيت اللّه بزرگ تهراني، علم اصول و از محضر حاج شيخ محمد تقي شوشتري، علم فقه مي آموزد و به مقام والاي معنوي و درجات علمي نايل مي شود.

    آيت الله اسلامي پس از سال ها اقامت در عراق و پس از تحمل سختي ها به درخواست آيت اللّه سيد ابوالحسن اصفهاني كه زعامت علمي و مرجعيت ديني آن زمان را بر عهده داشتند. با كوله باري از اندوخته هاي علمي و معارف مذهبي به ايران بازمي گردد.

    وي پس از چندي كه در كنار تربت پاك امام هشتم(عليه السلام)در مشهد مقدس رحل اقامت افكند، تصميم گرفت كه به تهران رفته و پايگاه تبليغي و خدمات معنوي خويش را در آنجا قرار دهد.

    در عصر اختناق و روزهاي استبداد و در زماني كه دشمن سر سپرده اسلام، رضا شاه صريحاً فرمان كشف حجاب را صادر كرد! و در روزهايي كه دختران و زنان مسلمان به حكم پهلوي مزدور حق نداشتند با حجاب اسلامي از خانه هاي خود بيرون بيايند! اسلامي، شجاع و عالم به زمان و شرايط سياسي، پس از ايستادن و استقامت در مقابل اين فرمان ننگين و خلاف قرآن با تحمل رنج ها، شكنجه ها و زندان ها، از همان راهي كه دشمن پيش گرفته و ريشه هاي ديني را يكي پس از ديگري قطع مي كرد، وارد ميدان عمل مي شود و براي دفاع از حريم دين و قرآن پيش مي رود. آيت الله اسلامي در مقابل قدرت دژخيمي و قلدري جاهلانه پهلوي و اربابانش، با روحيه اي استوار و با اتكا به حق ايستاد.

    اين عالم فرزانه و روحاني بااخلاص، با نيتي پاك براي نجات نسل جوان، خانه خود را به مدرسه شبانه تبديل مي كند. وي با اين ترفند، برنامه هاي تربيتي و مذهبي خويش را عده اي انگشت شمار از آشنايان و همسايگان، آغاز مي كند كه شاگردان اوليه اين مؤسسه كوچك را تشكيل مي دهند.

    از آنجايي كه هدف او، خدا و ياري دين خدا بود،، طولي نكشيد كه اين مؤسسه كوچك در سراسر ايران گسترش پيدا كرد و به صورت جامعه تعليمات اسلامي، با بيش از 180مدرسه دخترانه و پسرانه با پنجاه هزار دانش آموز باايمان درآمد. با نگاهي گذرا به زندگي پر بار و بابركت بنيانگذار جامعه تعليمات اسلامي، شيخ عباسعلي اسلامي چيزي جز خير و بركت و احياي فرهنگ و معنويت باارزش اسلامي را مشاهده نمي كنيم. با اينكه اين شخصيت والاي مذهبي از نظر شرايط خاص زماني و موقعيت سياسي، كاملاً تحت مراقبت هاي ظالمانه دولت قرار گرفته بود، اما تا حد توان مي كوشيد وظيفه ديني خود را در حمايت از اسلام و قرآن ايفا نمايد. در حالي كه حكومت وقت در اوج قدرت سعي داشت بي پروا ارزش هاي ديني و اسلامي را از بين برده و يا لااقل كمرنگ جلوه دهد.

    مهمترين اثر فرهنگي و اجتماعي آيت الله اسلامي، تأسيس و بنيان مدارس اسلامي در سراسر كشوراست.

    از ديگر آثار فرهنگي وي، تأسيس چندين باب دارالايتام و حسينيه، نزديك 80 مسجد و پايگاه مهم ديني است.

    اين فقيه فرزانه، زماني كه اختناق سراسر ايران را فرا گرفته و آزادي انديشه و حقايق در جامعه جايي نداشت! در سنگر خطابه با شجاعتي وصف ناپذير از دولت و شخصيت هاي مملكتي و حتي شاه انتقاد مي كرد كه نتيجه اين مبارزه علني با دستگاه حكومتي، دوازده بار زندان است.

    ايشان علاوه بر خطابه، هر گاه فرصتي فراهم مي شد، با سلاح قلم مطالب را به صورت مقاله و مجله و يا كتاب در اختيار برادران مسلمان خود قرار مي داد. از جمله تأليفات وي مي توان جهاد، راه حسين و دو از ياد رفته نام برد. كتاب «طلايه دار فرهنگ اسلامي در عصر اختناق»، خاطرات آقاي اسلامي است كه پس از مرگ ايشان نشر يافته است.

    آقاي اسلامي همانند بسياري از علماي راستين از وضع نابهنجار تبليغ رنج مي برد و تا حد توان مي كوشيد كه شايد سر و ساماني به اين وضع بدهد. گام نخست در اين مبارزه، تأسيس مدرسه اي براي تربيت «مبلّغ» بود كه پرورش يافتگان آن، چون سرباز خط مقدم جبهه همواره در مصاف دشمنان انديشه و فكر و آرمان الهي مهيا باشند.

    او هميشه به اهداف والاي اسلامي، در تبليغ و ارشاد و تأسيس مدارس، مساجد و نشر فرهنگ پربار شيعه فكر مي كرد و در سخت ترين شرايط زندگي شخصي خويش، وظيفه اخلاقي و روحاني خود را فراموش نمي كرد. از ويژگي هاي اخلاقي آقاي اسلامي، عشق و ارادت خالصانه او نسبت به مقام والاي اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بود.

    او در سوگواري اهل بيت عليه السلام به ويژه حضرت صديقه كبري(س)و حضرت سيّدالشهدا(ع)بي قرار اشكهايش جاري مي گشت. اين روحيه ارزشمند و گريه هاي پرسوز و گداز او از سخنرانيها و منبر و مجالس وعظ او به خوبي نمايان بود.

    سحر خيزي و شب زنده داري و راز و نياز و دعاها و زيارت هاي او از مهمترين عوامل توفيق آن مرد بزرگ به شمار مي رود. از خصوصيات اخلاقي او رشادت و قاطعيت و برخورد صريح در برابر سخن ناروا و آشتي ناپذيري او در مقابل باطل بود. دشمن ستيزي و روحيه انقلابي آقاي اسلامي و سوابق زندان هاي طولاني او، به سال هاي بسيار دور برمي گردد. درگيري او در حادثه كشف حجاب با رژيم منحط پهلوي او را تا پاي اعدام به پيش برد. روابط بسيار نزديك ايشان با فدائيان اسلام و رهبر اين نهضت، شهيد نواب صفوي و همكاري نزديك او با آيت اللّه سيد ابوالقاسم كاشاني و مسافرت هاي او به نمايندگي از ايشان به شهرهاي مختلف كشور و سخنراني هاي پرشور او، همه نشانگر چهره انقلابي و مبارزاتي آن مجاهد آگاه است.

    از همه مهمتر، همكاري بااخلاص آن دانشمند فرزانه در كنار رهبري در دوران پرفراز و نشيب انقلاب اسلامي ايران و در آن روزهاي حساس و خطرناك، گوياي اين واقعيت است كه او در هر فرصت و زماني به فكر ياري اسلام و مسلمانان بوده است. شاهد گوياي اين حقيقت، سخنراني پرشور امام امت در تاريخ اول اسفند سال 1341 است كه بعد از ذكر جنايات رژيم پهلوي، مي فرمايد: «اگر آقاي اسلامي را نگذاشتند در تهران منبر برود، ديدند كه ايشان در بندر پهلوي منبر رفتند و حقيقت را در آنجا بيان داشتند. اگر در بندر پهلوي از ادامه سخنان ايشان جلوگيري كردند. شك نداشته باشند كه ايشان سخنان خود را در جاي ديگر دنبال خواهند كرد و هر جا كه فرصت پيدا كند، مطالب را به گوش مردم خواهد رساند». ايشان در اواخر عمر با كهولت سن مي كوشيد خود را به جبهه هاي حق عليه باطل برساند و وظيفه ديني خود را به اسلام ايفا نمايد. او در سنگرهاي بسيجيان، دوشادوش جوانان رزمنده و دلاواران ايران اسلامي با جان و دل از حريم اسلام دفاع مي كرد.

    آقاي اسلامي، پس از سال ها مجاهدت در راه علم و دين، سرانجام در فروردين 1364 برابر  با 25رجب 1404 در سالروز شهادت حضرت موسي بن جعفر(ع)) جان به جان آفرين تسليم و در جوار كريمه اهل بيت، فاطمه معصومه(س)در شهر مقدس قم، به خاك سپرده شد.