• محمد جواد باهنر

  • نام پدر :علي اصغر

    شهر محل سکونت :----

    درجه علمی :خارج فقه و اصول

    مذهب : شيعه

    ملیت : ايراني

    تخصص :

  • مقدمات
    ----
    سطح
    سيد محمدباقر سلطاني طباطبايي؛
    ميرزا محمدعلي مجاهدي.
    خارج فقه واصول
    امام خميني؛
    سيد حسين بروجردي؛
    علامه سيد محمدحسين طباطبايي؛
    تحصيلات دانشگاهي
    كارشناسي الهيات دانشگاه تهران؛
    كارشناسي اردش علوم تربيتي دانشگاه تهران؛
    دكتري الهيات دانشگاه تهران.)


  • آثار مرتبط:
  • وزير آموزش و پرورش؛
    ـ نخست وزيري؛
    - دبير كل حزب جمهوري اسلامي؛
    - دبيري؛
    - نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي دوره اول؛
    - نماينده مردم كرمان در مجلس خبرگان قانون اساسي؛
    - عضويت در شوراي انقلاب؛)

    فعاليتها:
    ـ تأسيس نشريه «مكتب تشيع» همراه عده اي روحانيان؛
    ـ همكاري با نشريات «مكتب اسلام» «سالنامه مكتب جعفري»، نشريه دفتر نشر فرهنگ؛
    ـ همكاري با جمعيت مؤتلفه اسلامي؛
    ـ مبارزه عليه رژيم محنوس پهلوي با سخنراني¬هاي افشاگرانه؛
    ـ تأسيس بنياد تعاون و رفاه اسلامي؛
    ـ تأليف كتاب تعليمات ديني.)
  • 1. سيري در عقايد و اخلاق اسلامي؛
    2. انسان و خودسازي؛
    3. درس هايي از اسلام براي نوجوانان؛
    4. اصول دين و احكام براي خانواده؛
    5. فرهنگ انقلاب اسلامي؛
    6. گذرگاههاي الحاد؛
    7. مواضح ما در ولايت و رهبري؛
  • اساتيد
  • سيد حسين بروجردي
    امام خميني
    ميرزا محمدعلي مجاهدي
    علامه محمدحسين طباطبايي
    سيد محمدباقر سلطاني طباطبايي

  • محمدجواد باهنر در سال 1312ش برابر با 1352 هـ . ق در خانواده اي متدين، در محله­اي معروف به «محله­ي شهر» از محله­هاي بسيار قديمي و مخروبه كرمان به­دنيا آمد. پدرش علي­اصغر، مرد متقي و وارسته­اي بود و به ­همين دليل مردم، به ايشان كه فقط سواد قرآني داشت، لقب شيخ علي­اصغر داده بودند. علي­اصغر پيشه­وري ساده بود و تنها از طريق مغازه­اي كوچك به امرار معاش خود و خانواده مي­پرداخت.

    محمدجواد تحصيلات خود را از پنج سالگي با رفتن به مكتب­خانه آغاز كرد. او در يازده سالگي به مدرسه­ علميه­ معصوميه­ كرمان رفت و به تحصيل علوم اسلامي پرداخت. محمدجواد هم­زمان با تحصيلات حوزوي، تحصيلات جديد را در مقاطع ابتدايي ومتوسطه به­صورت متفرقه ادامه داد و در سال 1332 ديپلم گرفت. وي در اوايل مهر 1332 به قم رفت و در مدرسه­ فيضيه سكونت گزيد. و در همان سال دوران سطح را در محضر حضرات آيات سيد محمدباقر سلطاني طباطبايي و ميرزا محمدعلي مجاهدي به اتمام رساند و دوره ­خارج فقه و اصول در محضر آيات عظام سيد حسين بروجردي، امام خميني و علامه سيد محمدحسين طباطبايي آغاز كرد. باهنر هم­زمان با دروس حوزوي، تحصيلات خود را در دانشگاه نيز ادامه داد و در سال 1337 در رشته الهيات ليسانس گرفت. سپس تحصيلاتش را در مقطع كارشناسي ارشد علوم تربيتي و پي گرفت و موفق به اخذ دكتراي الهيات از دانشگاه تهران شد.

    محمدجواد باهنر در كنار تحصيلات حوزوي و دانشگاهي، به فعاليت هاي فرهنگي، اجتماعي و علمي و سياسي اهتمام ويژه داشت. سيري در عقايد و اخلاق اسلامي، انسان و خودسازي، درس‌هايي از اسلام براي نوجوانان، فرهنگ انقلاب اسلامي، گذرگاه­هاي الحاد، مواضع ما در ولايت و رهبري، اصول دين و احكام براي خانواده،آثاري هستند كه از دكترباهنر به­جاي مانده است.

     پس از ارتحال آيت­الله بروجردي، نظام پهلوي به­فكر انتقال مرجعيت به نجف و بايكوت كردن مخالفان مذهبي داخل كشور افتاد. عده­اي از روحانيون كه وضعيت موجود را بر نمي­تابيدند، خواهان اتخاذ روش­هاي جديد براي مقابله شدند. به­همين منظور عده­اي از آنان و از جمله شهيد باهنر نشريه­ «مكتب تشيع» را تاسيس كردند. بنيان­گذاران اين نشريه بر آن بودند كه از آن، به­عنوان شبكه­اي براي جذب انسان­هاي هدفمند، ترويج انديشه­ مترقي اسلام انديشه­هاي سياسي امام­خميني در سراسر كشور استفاده كنند. نخستين شماره­ اين نشريه، در ارديبهشت 1338 منتشر شد و شهيد باهنر در اداره­ نشريه نقش اول را داشت و عمده مسؤوليت‏هاي فرهنگي و بررسي مقالات رسيده به عهده وي بود.

    البته حوزه­ فعاليت فرهنگي شهيدباهنر فقط منحصر به «مكتب تشيع» نبود، بلكه وي علاوه ­بر مكتب تشيع، در نشريات «مكتب اسلام»، «سالنامه­ي مكتب جعفري» و نشريه­ مربوط به دفتر نشر فرهنگ نيز مقاله مي­نوشت.

     از جمله گروه­هايي كه پس از شروع نهضت امام­خميني در سال 1342 تشكيل شد، جمعيت موتلفه اسلامي بود. دكتر باهنر هرچند به­طور رسمي وارد شوراي روحانيت نشد، اما نقش مهمي در رهبري هيأت­هاي مؤتلفه به­عهده داشت. تلاش براي تدوين اساسنامه جمعيت مؤتلفه، آموزش عقيدتي نيروها، تهيه­ جزوات داخلي و سازماندهي جلسات، بخشي از همكاري­هاي دكترباهنر با موتلفه بود.

    پس از فاجعه­ مدرسه­ فيضيه و كشته و زخمي شدن ده­ها نفر، فضاي خفقان، ارعاب و سانسور در كشور حكم فرما شد. امام با اعلام اينكه «شاه­دوستي، غارتگري، هتك اسلام و تجاوز به حقوق مسلمانان است» راه مخالفت با رژيم را همچنان بازگذاشت. بدين منظور از وعاظ و سخن­رانان خواست با فرارسيدن ايام عزاداري محرم، از منابر خود براي روشن كردن ملت و نشان دادن ماهيت رژيم حاكم استفاده كنند. بدين ترتيب شهيدباهنر كه براي تبليغ به همدان رفته بود به افشاگري عليه رژيم پرداخت. او در هفتم محرم 1342ش، پس از يك سخنراني پرشور دستگير شد، اما به­دليل هجوم و فشار مردم آزاد شد ولي رژيم او را از همدان اخراج كرد.

    پس از دستگيري سران مؤتلفه در جريان مبارزات، شهيد باهنر با همكاري آقايان محمدعلي رجايي، سيد محمد حسيني بهشتي و علي اكبر هاشمي رفسنجاني بنيادي، با عنوان «تعاون و رفاه اسلامي» تشكيل داد. اين بنياد در ظاهر كارهاي امدادي و احداث مدارس و تشكيل قرض­الحسنه­ها را به­عهده داشت، ولي در واقع مركزي براي مبارزات سياسي و فرهنگي عليه رژيم بود. بيشتر كارهاي فرهنگي بنياد به­عهده باهنر و رجايي بود.

    شهيدباهنر در سال 1344 در آموزش و پرورش استخدام شد و در زمينه­ تدوين كتاب­هاي ديني آغاز به فعاليت كرد. وي معتقد بود كه اگر در دوران مبارزات انقلابي، خدمت ناچيزي به انقلاب اسلامي كرده باشد، آن نوشتن كتاب­هاي تعليمات ديني است.

    پس از گسترش اعتراضات و به­ويژه كشانده شدن آن به مراكز اقتصادي رژيم و فراگير شدن اعتصابات در ميان كارمندان و در نتيجه يأس و نااميدي در ميان وابستگان به حكومت، اميدواري به پيروزي در بين انقلابيون افزايش پيدا كرد. بدين ترتيب، امام با مشاوره­ افراد سياسي و مذهبي تصميم گرفت شواريي مركب از افراد برجسته به نام «شوراي انقلاب» تشكيل دهد. فعاليت­هاي انقلابي شهيدباهنر در طول دوران نهضت امام، سبب شد تا امام ايشان را به­همراه شهيد سيد محمدحسين بهشتي، شهيد مرتضي مطهري، آيت­الله سيدعلي خامنه­اي و آيت الله علي اكبر رفسنجاني به­عنوان اعضاي شوراي انقلاب معين كند.

    از مهمترين كارهاي نيروهاي پيرو امام، در بدو پيروزي انقلاب اسلامي، تاسيس و راه­اندازي حزب جمهوري­اسلامي بود. به اعتقاد باهنر در آن روزهاي حساس و سرنوشت­ساز انقلاب، در برابر آن همه حزب سياسي منحرف، وجود يك تشكل اسلامي كه با پيروي از راه امام بتواند، از ارزش­هاي حقيقي دفاع كند، ضروري بود. به همين دليل وي همراه 4 تن از روحانيان برجسته­ انقلاب، شهيدبهشتي، اكبرهاشمي رفسنجاني، سيدعلي خامنه­اي و موسوي اردبيلي با صلاحديد امام خميني، موجوديت حزب را در 29 بهمن 1357 اعلام كرد. و شهيدبهشتي به عنوان اولين دبيركل حزب انتخاب شد. پس از شهادت بهشتي در تير سال 1360، شوراي مركزي حزب جمهوري اسلامي به اتفاق آراء دكترباهنر را به­سمت دبيركلي حزب انتخاب كرد. باهنر در طول فعاليتش در حزب، به­عنوان نماينده­ مردم كرمان در مجلس خبرگان قانون اساسي، سپس نمانيده­ مردم تهران در دوره­ اول مجلس شواري اسلامي نماينده­ شوراي انقلاب در وزارت آموزش و پرورش نيز فعاليت داشت.

     در تاريخ سال 1359 محمدعلي رجايي به­عنوان نخست­وزير دولت بني­صدر،دكتر باهنر را كه نمايندگي مردم تهران را در مجلس شوراي اسلامي داشت، به­عنوان وزير آموزش و پرورش به مجلس معرفي كرد. باهنر به­عنوان وزير آموزش و پرورش معتقد بود كه آموزش و پرورش مهم­ترين نهادي است كه در نظام جمهوري اسلامي بايد به آن پرداخت. به­همين دليل حساسيت ويژه اي در اسلامي كردن محيط­هاي دانش­آموزي گزينش معلمان  داشت. باهنر شاخصه­ اسلامي بودن را حركت در خط امام بيان مي­كرد.

     پس از بركناري بني­صدر و انتخاب محمدعلي رجايي به­عنوان رئيس­جمهور، مهم­ترين كار در آن شرايط حساس انتخاب نخست­وزير بود. رجايي، دكتر باهنر را در 13 مرداد 1360 به مجلس معرفي كرد. بدين ترتيب باهنر به­عنوان دومين نخست­وزير انتخاب شد. عمر كابينه­ باهنر 12 روز بود. اين كابينه فقط توانست يك جلسه­ كاري برگزار كند و موفق به آغاز مديريت اجرايي نشد. زيرا  دكتر محمدجواد باهنر، نخست­وزير در 8 شهريور 1360 هنگامي­كه در يكي از كميسيون­ها و جلسات شوراي امنيت ملي شركت كرده بود در اثر انفجار بمب، به­همراه  محمدعلي رجايي رئيس­جمهور به­درجه­ رفيع شهادت رسيد.